پشتیبانی 05133037
آخرین پست های ارسالی
عوامل تاثیرگذار بر الگوهای رفتاری ایرانیان

عوامل تاثیرگذار بر الگوهای رفتاری ایرانیان

اگر درباره الگوهای رفتاری ایرانیان بحث می کنیم، قطعا ریشه ای ترین بخش این صحبت ها و بحث ها، چگونگی شکل گیری این الگوهای رفتاری می باشد.
کشورمان ایران به دلیل پیشینه تاریخی زیادش، اقلیم های جغرافیایی متفاوت و هزاران دلایل دیگر از اقوام گوناگونی که هر کدام ویژگی های منحصر به فرد خود را دارند، تشکیل شده است.
این گوناگونی قوم ها هرگز باعث نمی شود که فراموش کنیم همه ما یک ایرانی هستیم و به آن با تمام وجود افتخار می کنیم.

عوامل تاثیر گذار در شکل گیری الگوهای رفتاری و رفتار ایرانیان
در ادامه به عوامل تاثیرگذار در شکل گیری الگوهای رفتاری و رفتار ایرانیان خواهیم پرداخت.
۱) پیشینه تاریخی ایران و آمیختگی ایرانیان
شاید در مباحث
تاریخی و فرهنگی این کلمه را زیاد شنیده باشید: " دوره باستانی، دوره اسلامی، هنر ایرانی-اسلامی "
در بررسی ها و تحلیل های تاریخی، پیشینه سرزمین و مردم ایران به دو دوره اصلی تقسیم می شود و این دوره ها خود به چند شاخه تعمیم داده می شود.
الف) دوره پیش از اسلام
ب) دوران اسلامی

برای مثال در مورد هنر شنیده اید که این کاشی کاری ایرانی-اسلامی است. در این جا منظور از کلمه "اسلامی" بیان دوره تاریخی پس از ورود اسلام به ایران می باشد.
خب اگر بخواهیم آمیختگی ایرانیان با دیگر فرهنگ ها و با دیگر مردمان و نژادها را بررسی کنیم، تحلیل دوره های تاریخی بسیار مهم می باشد و تنها از این راه است که می توان به پاسخ صحیح دست یافت.
الف) پیش از اسلام
* دوره پیش از آریایی ها : به احتمال بسیار زیاد تیره های غیرآریایی ساکن ایران با دراویدی های هند هم نژاد هستند. کشفیات شهر سوخته، سابقه فرهنگ شهری و تمدن ایران را تا چندین هزار سال پیش از میلاد نشان می دهد.
* دوره آریایی ها : آریایی ها در سال های انتهایی هزاره دوم پیش از میلاد به ایران مهاجرت کردند و بر بومیان ساکن در ایران چیره شده و با آن ها درآمیخته و سلسله های همچون ماد، هخامنشیان، اشکانیان و ساسانیان را تشکیل دادند.
* دوره اسکندر و سلوکیان : پس از شکست خوردن و سقوط هخامنشیان توسط اسکندر مقدونی، سپاهیانی از ایران وارد ارتش او شدند و درآمیختگی نژادی بین یونانیان و ایرانی ها در آن دوره آغاز شد.
فردوسی در شاهنامه به ازدواج گروهی دختران ایرانی با سربازان یونانی در آن دوره شعری سروده است:
ببستند آذین به شهر اندرون لبان پرخنده، دلان پر ز خون
جانشینان اسکندر حدود ۷۰ سال در ایران حکومت کردند و تغییراتی متقابلی در آداب و رسوم و فرهنگ ها ایجاد شد که قطعا بر روی الگوهای رفتاری نیز تاثیرگذار است.
در ۵۰۰ سال حکومت اشکانیان ویژگی ها و الگوهای رفتاری همانگونه تحت تاثیر یونانیان بود اما پس از آن ساسانیان چند سده به یونانی زدایی و جایگرینی آیین های کهن، مشغول بودند.
ب) دوران اسلامی
پس از وررود اسلام در پی گشایش مرزهای غربی و شرقی ایران، قبیله های مختلفی همچون عرب ها، ایل های ترک و مغول به ایران وارد شدند و آمیختگی های فرهنگی و قومی زیادی صورت پذیرفت.
با هجوم مغول ها به ایران آمیختگی وسیعی نسبت به دوران باستان صورت پذیرفت. برای مثال قاجارها که با تازش مغول ها به ایران مهاجرت کردند و به کلی ایرانی شدند.
فردوسی در باره پیشه و تبار ایرانی شعری سروده که جالب است :
ز دهقان و از ترک و از تازیان نژادی پدید آید اندر میان
نه دهقان نه ترک و نه تازی بود سخن ها به کردار بازی بود
در آخر می توان نتیجه گرفت ایرانیان ریشه در تبارهای گوناگون دارند. اما فرهنگ و تمدن ما، ایرانی را از میان این تبارها متمایز می کند.

۲) جغرافیای طبیعی ایران
آن چیزی که کاملا مشهود می باشد خشک و کم آب بودن اقلیم ایران است. میانگین ریزش برف و باران در کشور ایران کمتر از نصف میانگین بارش جهانی می باشد!
این کم آبی ها در ساختار آبادی ها تاثیرگذار بوده و گاه باعث می شد که این آبادی ها با فاصله های زیاد از یکدیگر قرار بگیرند.
در کل این خشکی ها و کم آبی ها در روحیه و رفتار ایرانی ها بسیار تاثیرگذار بوده و نوعی حهان بینی خاصی را در ما ایجاد کرده و فرهنگ های جدیدی را به وجود آورده است.
این اثر ها را در بخش های جلوتر به طور کامل بررسی خواهیم کرد.


۳) جغرافیای سیاسی
کشور ایران
در منظقه ای قرار گرفته که از موقعیت استراتژیک بسیار مهمی برخوردار است. از شمال غرب به آناتولی و مرزهای اروپا می رسیم از جنوب به شبه جزیره عربستان از غرب به بین النهرین و از شرق به ماوراءالنهر دسترسی داریم.
اگر دقت کنید از یک سو به بسته ترین جاهای جهان روسیه و سیبری و از دیگر سو به آب های آزاد خلیج فارس و اقیانوس هند پیوند خورده ایم.
می خواهید اهمیت منطقه ای که ایران در آن واقع شده را با یک مثال متوجه شوید؟
در طول تاریخ هر پادشاهی که در سرش هدف جهانگیری را داشته یا ایران را فتح کرده و یا در پی عبور از آن بوده، به طور کلی ردپای ایران را در اکثر جنگ های بزرگ می توان، یافت.
راه ابریشم نیز باعث ارتباط ایران با دیگر کشور ها و اقوام در دوره باستان شده بود. به اهمیت ایران هنگامی که نظامی گنجوی در اشعارش ایران را "دل جهان " می نامد برای چندمین بار پی بریم.
همه عالم تن است و ایران دل نیست گوینده زین قیاس خجل
چون که ایران دل زمین باشــد دل ز تــن به بود یقـیین باشـــد

۴) شیوه معیشت و اقتصاد ایرانیان
با بررسی تاریخ، بازرگانی، کشاورزی و دام پروری سه پایه اصلی شیوه های معیشتی در کشور ایران بوده اند.
نوع کار در فرهنگ، ویژگی ها شخصی یک گروه و دیگر چیزها بسیار اثرگذار است و حتی باعث نوآوری ها می شود برای مثال ایرانیان با ساخت قنات قادر به کشاورزی بودند اما کشور های دیگر با همین وضعیت جغرافیایی ایران از انجام کشاورزی بازماندند. فراموش نکنید ایرانیان جزو نخستین کسانی بودند که شهرها را ساختند و از مهم ترین قوم هایی هستند که ساختارهای اقتصاد شهری دست یافته اند و اما یورش های بیگانگان باعث نابودی شهرها می شد و گاه شهر ها پس از تخریب شخم زده می شد و به زمین های کشاورزی تبدیل می گشت.


۵) فرهنگ و اقتصاد کشاورزی
به مهمترین بخش پست رسیده ایم! بدون شک تاثیرگذارترین عامل در شکل گیری الگوهای رفتاری ایرانیان آثار مستقیم و غیرمستقیم کشاورزی بوده است.
۱) آثار مستقیم کشاورزی بر ایرانیان
اثرات مستقیم کشاورزی بر روحیه مردم ایران ناشی از مورادی چون اقلیم خشک، کم آبی، ناامنی، آبادی های دور از هم و . . . می باشد. و این موارد باعث ایجاد ویژگی های رفتاری زیر در ایرانی ها شده :
الف) بردباری : زندگی کشاورزی در محیط خشک و کم آب و در شرایط سخت روستا باعث بردبار شدن انسان نسبت به مردم شهرها می شود. کار کردن در گرمای تابستان و سرمای زمستان، طبیعت سرسخت، خطرات احتمالی باعث بردبار شدن مردمان کشاورز و روستایی می شود.
به همین دلیل در کمتر ملتی واژه های صبر و بردباری به این حد و اندازه ایرانیان به چشم می خورد. مثال های زیر قطعا برایتان آشنا می باشد.
«اگر صبر کنی ز غوره حلوا سازم.»، «با دوستان مروت با دشمن مدارا»، «صبر و ظفر از دوستان قدیمند / بر اثر صبر نوبت ظفر آید»
ب) نظم و بی نظمی: کشاورز نگاه ویژه ای به باران دارد. اما آن ها کنترلی بر باریدن آن ندارند. از طرفی دیگر هجوم ها، طبیعت نامنظم، بحران های سیاسی، عدم ثبات و امنیت و دیگر عوامل باعث شده اند گونه ای از نظم که ریشه اش به فرهنگ ده نشینی ایرانیان باز می گردد با نوعی بی نظمی همراه شود.
روستاییان و دهقانان، حافظان و انتقال دهندگان فرهنگ ایرانی بوده اند که این اقدام ها را با نظم انجام داده اند اما بی نظمی های مقطعی بر اقتصاد کشاوری تاثیر گذاشته و در برخی از موارد زندگی و اهداف کشاورزان را دچار بی نظمی کرده است.
ج) اعتماد به نفس و وا رهایی : کشاورزان ایرانی به سبب طبیعت نامنظم، باران های بی هنگام و خشکسالی های زیاد، چشم به آسمان داشته است از طرفی یورش های بیگانگان نظامی های اجتماعی و اقتصادی را بی ثبات می کرده و همه این ها باعث می شده تا ایرانی خودش به جنگ این عوامل برود. ساخت سیل بندها، حفر هزاران کیلومتر قنات و . . .نشان از متکی به نفس بودن ایرانیان بوده است.
د) نوسانات زندگی : کمتر مردمی را می توانید بیابید که همانند ایرانیان زندگی پر نوسانی داشته باشد! عدم اطمینان به آینده یکی از ویژگی های نهادینه شده در ایرانیان به دلیل شرایط زندگی بوده است. احتمالا این ۲ جمله و یک بیت شعر برایتان آشنا باشند: «بس بگردید و بگردد روزگار»، «این نیز بگذرد».
روزگار است آن گه عزت دهد گه خوار دارد چرخ بازیگر از این بازیچه ها بسیار دارد
ه) وابستگی به زمین : کشاورز ایرانی، به دلیل فاصله های زیاد بین آبادی ها و روستاهای مجاور، بسیار وابسته به زمین و خاندان و قبیله خود بوده و می باشد. وقتی به شهرها هم مهاجرت می کنند همشهری او به نوعی هم ولایتی او محسوب می شود.
به همین دلیل مفاهیم تازه ای که ریشه در فرهنگ غربی دارند همانند ملیت، شهروند و مشارکت اجتماعی، در ایران به طور کامل شکل نگرفته است.
باری دیگر یادآوری می کنیم که شهرنشینی با معنای سنتی اش سابقه چندین هزارساله در ایران دارد منظور شهروندی، جامعه مدنی و حقوق متقابل شهروندان به مفهوم جدید آن است.
و) تک زیستی و خود بسندگی : انسان کشاورز نسبت به بازرگانان، صنعتگران و . . . خود اتکا است و تمامی نیاز های خود را در روستایش برآورده می کند. در گذشته شهرهای ایران به تولید محصول خاص آن منطقه مشهور بودند که به این گونه می توانستند خودکفا باشند و دیگر نیازهایشان را با معاوضه محصولات تامین کنند.


۲) آثار غیر مستقیم کشاورزی بر ایرانیان
این آثار برآیند نمودهای مستقیم این گونه زندگی است و ویژگی های رفتاری جامعه را تعیین می کند. برخی از آثار غیرمستقیم کشاورزی بر فرهنگ و روح ایرانیان را بررسی خواهیم کرد.
الف) سازگاری : سازگاری و مدارا کاملا از بردباری، وا رهایی و نوسانات زندگی ریشه می گیرد. به دلیل بی نظمی بارندگی، ایرانی مجبور است خود را با طبیعت هماهنگ کند و از لحاظ امنیتی و اجتماعی نیز به همین شکل بوده است.
در مجموع می توان نتیجه گرفت ایرانی از طبیعت سازگاری را می آموزد و پرتحمل است با محیط سیاسی هم همین طور کنار می آمده است. البته سازگاری جنبه های مثبتی نیز دارد صلح دوستی، تقلید جنبه های مثبت زندگی و . . . ریشه در سازگاری دارد.
ب) پیدایش روحیه عرفانی : وا رهایی و نوسانات زندگی باعث افزایش روحیه عرفانی نیز می شود. این مورد را به مقدار زیادی در میان آثار نظم و نثر عرفانی ایرانیان می توان، مشاهده کرد.
مهمترین شعرهای عرفانی در ایران سروده شده. مناطق روستایی ایران نیز بیشترین تعداد عرفا را به دنیا معرفی کرده است انگار سختی های طبیعت و این گونه شرایط زندگی در گسترش این موضوع بی تاثیر نبوده است.
ج) تفرقه اجتماعی : در ایران به دلیل پراکندگی و دوری آبادی ها از هم همیشه نوعی جدایی در میان جامعه های کوچک وجود داشته. شهری ها و روستایی ها هریک کار خود را انجام می داده اند و در تشکیل حکومت و جماعت های صنفی هیچ گاه اتحادی در میان آن ها وجود نداشته است.
د) زود خواستن و با زور خواستن : به توجه به همه مشکلاتی که تاکنون برشماردیم همچون روزگار نا پایدار و نوسان های زندگی اگر برای یک ایرانی گاه فرصتی پیش می آمده در پی آن بوده است که از هر راهی ولو به زور، کار خود را زود به انجام برساند، زیرا آینده برایش روشن و شفاف نبوده.


ویژگی های رفتاری ایل قشقایی

ویژگی های رفتاری ایل قشقایی

ایران سرزمینی پهناور است که مامن امنی برای اقوام و گروه های مختلف به شمار می رود. مردم در چهار گوشه ی این سرزمین در نهایت صلح و آرامش در کنار یکدیگر زندگی می کنند و مجموعه ای کم نظیر از فرهنگ ها و روحیات مختلف را به نمایش می گذارند. این تنوع علاوه بر آنکه زیبایی های بسیاری دارد، همبستگی ایرانیان را در عین تفاوت به تصویر می کشد و نشان از وحدت ساکنان این سرزمین دارد.

برای شناخت این گروه های متنوع باید به میان آنها رفت و رفتار و روحیاتشان را کشف کرد تا بتوان ارتباط خوبی را با آنها برقرار کرد. پیش از این به مردمان ساکن در برخی نقاط مختلف ایران زمینن سر زدیم

این بار ایل قشقایی را انتخاب کرده ایم تا قدم به میان مردم آن بگذاریم و رفتار ها و روحیاتشان را مورد بررسی قرار دهیم.

کمی با ایل قشقایی آشنا شوید

ایل قشقایی یکی از پرجمعیت ترین ایل های ایران می باشد که از ترکمانان دشت قبچاق ( ناحیه ای در شمال دریای خزر ) بوده اند و پس از راه یافتن به نواحی بین هندوستان و سیستان و عراق عجم، در فارس سکنی گزیده اند.

اعضای این ایل به زیان ترکی قشقایی سخن می گویند و از پیروان دین اسلام و مذهب شیعه جعفری هستند. مرکز سکونت آنها استان فارس است اما مناطق آمد و شد آنها در استان های کهگیلویه و بویراحمد، چهارمحال و بختیاری، بوشهر، خوزستان و اصفهان قرار دارد و از این استان ها گذر می کنند.

این ایل بیش از ۲۵۰ تیره دارد و طایفه های زیادی را شامل می شود که از جمله ی آنها می توان به طایفه های دری شوی، کشکولی، فارسیمدان، شش بلوکی، عمله و لرکی اشاره نمود.

در ادامه همراه کارناوال باشید تا با هم با ویژگی های رفتاری ایل قشقایی بیشتر آشنا شویم.

ویژگی های رفتاری قشقایی ها

در ادامه به بررسی برخی ویژگی های شاخص رفتاری در ایل قشقایی می پردازیم:

۱- دل شادی

قشقایی ها علاقه ی بسیاری به جشن، پایکوبی و رقص دارند و از اندوه و سوگواری گریزانند. آنها تنها ۱۰ روز اول محرم را سوگواری می کنند مجالس عزا برپا می دارند. رقص گروهی مردان و زنان قشقایی بسیار زیبا و جالب توجه است و از مراسم تماشایی این ایل بزرگ به شمار می رود. مردان و زنان دستمال در دست می گیرند و با تکان دادن موزون آن به دور یک دایره ی بزرگ می چرخند و جشن ها و عروسی هایشان را زینت می بخشند.

۲- علاقه زیاد به نوشیدن چای و کشیدن قلیان

قشقایی ها علاقه ی زیادی به چای دارند و فرزندان خود را به نوشیدن آن عادت می دهند. چای از نوشیدنی های مهم این ایل است و جایگاه خاصی در خوراکی های آنها دارد. آنها همچنین به قلیان نیز علاقه بسیار دارند و کشیدن آن یکی از فعالیت های آنان به شمار می رود.

۳- علاقه زیاد به خان ها

خان یا بزرگ ایل نقش مهمی را برای قشقایی ها ایفا می کند. مردم تابع دستورات آنها هستند و هیچ قانونی را بالاتر از فرمان خان خود نمی دانند. هرگاه یکی از آنها فوت کند، همچون مصیبتی بزرگ به شمار می آید و همگان به مانند از دست دادن فرزندان یا عزیزان خود عزادار می شوند. علاقه ی زیاد آنها به خان ها باعث شده تا شکوهمندترین آرامگاه ها را بر مزار آنها بسازند و هر سال به هنگام کوچ، قبر آنها را زیارت کنند.

۴- توجه زیاد به موسیقی

مردم ایل قشقایی عاشق موسیقی هستند و کسانی که صدای خوبی دارند، در مجالس هنرنمایی می کنند. اهمیت موسیقی به قدری است که بسیاری از خان ها نیز به نواختن سه تار و ویولن روی آورده و آنها را فرا گرفته اند. موسیقی های شاد در میان ایل قشقایی، بیشتر نواخته می شوند اما به دلایل زیر برخی نواهای غم انگیز نیز در میان آنها رواج دارد:

* کوچ اجباری، تبعید و دور ماندن از دیار و زادگاه اولیه

* مسائل و دشواری های زندگی کوچ نشینی و مصیبت هایی که بر مردم گذشته و مرگ و میرهای ناشی از درگیری ها

* تاثیرات فقر اقتصادی و رکود فکری و عقب ماندن از قافله گروه ها، ظلم و جور و ستم دست اندرکاران سیاست ها در بی خانمانی و نابودی گروه های ایلی

* عدم دلبستگی به دنیای مادی و فقدان تکیه گاه استوار در این جهان

* جریان های مذهبی و مصیبت های پیامبر ( ص )

۵- سخت کوشی و مقاومت

ایل قشقایی ایران در سخت کوشی و مقاومت در شرایط سخت شهرت خاصی دارد. آنها برای رسیدن به اهداف خود با هر شرایط سختی کنار می آیند و با تلاش و کوشش خود موانع بزرگ و کوچک را پشت سر می گذارند تا در نهایت به خواسته ی خود دست پیدا کنند.

سخت کوشی ایلات قشقایی آنها را در مقابل مشکلات و تنگناه‌های زندگی مقاوم کرده و زندگی متفاوتی را برای آنها به ارمغان آورده است. آنها حتی در دفاع از آرمان‌ها و حراست از مرزها کشورمان به دفاع برخاسته و قد علم کرده اند تا سرزمین ایران را حفظ کنند.


آشنایی کامل جشن کریسمس - بخش اول

آشنایی کامل جشن کریسمس

آداب و رسوم و تاریخچه

شاید شما هم در دوران کودکی با تماشای فیلم و انیمیشن های غربی از خود پرسیده باشید که بابا نوئل کیست؟ ماجرای جشن کریسمس و شور کودکانه بچه ها از چه قرار است و چرا همه شرکت کننده های این جشنِ بزرگ شاد و خندان اند. اگر می خواهید پاسخی برای این سوال ها بیابید، در ادامه همراه ما باشید تا نگاهی به جشن کریسمس داشته باشیم.

کریسمس نام یکی از بزرگترین مراسم های بین الملی در سراسر جهان است که در کشورهای مختلفی برگزار می شود. این جشن مختص به پیروان دین مسیحیت است و به مناسبت سالروز تولد حضرت مسیح جشن گرفته می شود.

با این که در ایران کمتر کریسمس و تزییناتش به چشم می خورد؛ اما خیلی از ما با این مراسم دوست داشتنی آشنایی داریم و علاقه مندیم بیشتر درباره آن بدانیم. کریسمس را با درخت های کاج زمردین و تزیینات قرمز و طلایی اش می شناسیم. طی این جشن، در محله ها و شهرهای مسیحی نشین که قدم بزنید همه جا پر است از کاغذ رنگی ها و زرورق های براق و جذاب.

در مطلبی که در ادامه می خوانید می خواهیم پیرامون جشن کریسمس بیشتر بدانیم، نگاهی به تاریخچه آن بیاندازیم، افسانه های آن را از نظر بگذرانیم و هم گام با مسیحیان آداب و رسوم آن را به جای بیاوریم.

آشنایی با کریسمس

کریسمس یا نوئل، جشنی ویژه مسیحیان است و سالی یک بار برگزار می شود. این ضیافت بزرگ از تاریخ ۲۴ یا ۲۵ ماه دسامبر (۳ و ۴ دی) آغاز شده و حدود ۱۲ روز به طول می انجامد و همزمان است با آغاز سال نوی میلادی. یک روز تفاوتی که در زمان شروع کریسمس به چشم می خورد، دلیلی ندارد جز اختلاف نظرهای سران کاتولیک و پروتستان ها. این جشن جزو مهم ترین تعطیلی های رسمی کشورهای مسیحی نشین به شمار می آید و در تقویم میلادی هم ذکر شده است.

برخی عید پاک را مهم ترین مراسم مذهبی مسیحیت می دانند -یعنی همان روزی که معتقدند حضرت مسیح به صلیب کشیده شد- و بعضی دیگر کریسمس را حایز اهمیت ترین مراسم به حساب می آورند. میلیاردها نفر در نقاط گوناگون جهان کریسمس را جشن می گیرند و بدون شک این بزرگداشت، عظیم ترین جشن در سراسر دنیاست.

کریسمس مصادف است با آغاز سال نوی میلادی و حالا دیگر به مراسمی فرهنگی تبدیل شده و کمتر به بُعد معنوی آن توجه می شود. این روزها مردمان بسیاری با آداب و سنت های گوناگون کریسمس را جشن می گیرند و همین موضوع سبب شده تا عقیده های مختلف وارد این جشن شوند. با این حال آنچه امروز با عنوان ضیافت نوئل از آن یاد می شود چکیده ای از نظرات مسیحیان و سکولارها (طرفداران جدایی دین از سیاست) است. این جشن علاوه بر این که جنبه ای مقدس برای مسیحیان دارد، پدیده ای فرهنگی و تجاری نیز هست. این روزها محبوبیت کریسمس به اندازه ای شده است که مسیحیان از آن با عنوان "شگفت انگیزترین زمان سال" یاد می کنند.

تاریخچه جشن کریسمس

تاریخ به وجود آمدن جشن کریسمس با داستان های گوناگونی در هم آمیخته که همین موضوع تمیز دادن حقیقت و افسانه را از یکدیگر دشوار می کند. کهن ترین تاریخی که در این رابطه وجود دارد به سال ۳۳۶ میلادی و دوران پادشاهی رومی ها باز می گردد؛ بیشتر پژوهشگران بر این عقیده اند که کریسمس در راستای جشنی است که برای بزرگداشت میترا برگزار می شد. میترا، ایزدی باستانی بود که با لقب خداوندگار خورشید هم از او یاد می شود. ایرانیان باستان و رومی ها به این ایزد اعتقاد داشتند و همه ساله زادروز میترا را در تاریخ ۲۵ دسامبر گرامی می داشتند. گفته می شود که مناسک مربوط به جشن میترا تا اوایل ژانویه و آغاز سال نو ادامه می یافت. به عبارت دیگر می توان گفت که کریسمس نسخه مسیحی شده همین جشن باستانی است.

تا آنجایی که می دانیم این جشن از سال ۱۶۶۰ میلادی به عنوان یک تعطیلی رسمی در تقویم به ثبت رسید. چارلز جان هوفام دیکنز (Charles John Huffam Dickens) رمان نویس معروف انگلیسی، کریسمس را زمانی برای پرداختن به خانواده، دین، هدیه دادن و بخشش و صلح اجتماعی بیان کرده است.

به دلیل تاریخچه طولانی جشن کریسمس از ذکر همه داستان ها و روایت های آن صرفه نظر می کنیم؛ اما در ادامه نگاهی کلی داریم به چهره و آداب این جشن در قرن های مختلف.

کریسمس در قرون وسطی

در قرون وسطی جشن کریسمس تا حدود زیادی تحت تاثیر جشن خاج‌شویان بود. خاج‌شویان یکی از مهم ترین تاریخ های مذهبی مسیحیان است که آن را در روز ۶ ژانویه (۱۷ دی) به مناسبت تغییر شکل خداوند و تبدیل او به حضرت عیسی جشن می گرفتند. برخی دیگر هم معتقدند که کریسمس گسترش یافته جشن سنت مارتین بوده است، مراسم سنت مارتین چیزی شبیه به هالووین بود که برای زنده نگهداشتن نام آدم و حوا برپا می شد البته درباره سنت مارتین روایت های بسیار متعددی وجود دارد.

اسناد تاریخی حاکی از آن هستند که از سال ۸۵۵ میلادی کریسمس کمی برجسته شد و در حقیقت به وجود آمد و این موضوع هم مدیون حمایت های ادموند (همان دموند آنگلیای شرقی) بود، او از اسقف‌های برجسته آنگِلیایی به حساب می آمد. پس از تلاش های ادموند، در سال ۱۰۶۶ پادشاه ویلیام اول که حاکم وقت انگلستان بود کریسمس را گسترش داد.

گفته می شود که بعدها شارلمانی امپراتور معروف روم نیز از کریسمس حمایت کرد. در سال ۱۳۷۷ پادشاه ریچارد دوم، حاکم انگلستان کریسمس را جشن گرفت و در افسانه ها آمده که در این مراسم ۲۸ گاو را کشتند و غذا درست کردند. در هر صورت در نوشته های تاریخی که مربوط به دوران قرون وسطی می شود از جشن کریسمس نام برده شده است.

کریسمس در قرن هفدهم و هجدهم

در قرن ۱۷ میلادی افراد زیادی با کریسمس و ریشه آن به مخالفت برخاستند و همین موضوع سبب شد تا در قرن هجدهم کریسمس غیرقانونی اعلام شود؛ اما باز هم پیروان برخی مکاتب مانند آنجلیکان و لوتریانیسم کریسمس را قبول داشتند و آن را جشن می گرفتند؛ بدنیست بدانید که این دو مکتب خواهان اصلاحاتی در مسیحیت بودند و هنوز هم پیروان خاص خودشان را دارند.

همین دو دستگی باعث شد تا کاتولیک ها پیشنهاد دهند که کریسمس برپا شود؛ اما جلوه مذهبی تری داشته باشد. بزرگان کاتولیک در این راستا تلاش های بسیاری انجام دادند برای مثال از چارلز اول (King Charles I) پادشاه انگلستان خواستند تا کریسمس را در زمستان جشن بگیرد تا دیگران هم از او الگو برداری کنند. برپایی دوباره کریسمس خیلی طول نکشید و به دلیل جنگ های داخلی انگلستان و اختلاف نظرهای بزرگان باری دیگر در سال ۱۶۴۷ ممنوع شد. در همین سال شورش هایی از جانب طرفدارن این جشن درگرفت؛ آن ها شهر را تزیین می کردند و شعارهایی مذهبی و سلطنتی سر می دادند. سرانجام پادشاه چارلز دوم در سال ۱۶۶۰ کریسمس را قانونی اعلام کرد ولی باز هم بسیاری از بزرگان دینی از برپایی این جشن دل خوشی نداشتند. ماجرای ممنوعیت و برپایی این جشن بارها در قرن هجدهم رخ داد و نهایتا هم دودستگی از بین نرفت.

قرن نوزدهم

در قرن نوزدهم و در حدود سال ۱۸۷۱ روز باکسینگ (Boxing day) هم به کریسمس اضافه شد. باکسینگ دی یا روز جعبه ای، یک روز بعد از آغاز کریسمس است و در آن افراد متخلف به فقرا و کودکان کادوهای رنگارنگی اهدا می کنند، این رسم هنوز هم اجرا می شود.

در سال ۱۸۴۳ برای اولین بار کارت تبریک کریسمس به صورت عمده تولید شد و فرستادن کارت تبریک هم جزوی از رسوم این جشن به شمار آمد. همچنین در قرن نوزدهم بود که برای اولین بار به تزیین درخت سرو و کاج برای کریسمس پرداختند و ملکه انگلستان هم در سال ۱۸۳۲ اعلام کرد که از داشتن یک درخت کریسمس در کاخ خود لذت می برد. با حمایت ملکه الیزابت از درخت کریسمس این رسم به تدریج در کشورهای دیگر اروپا و بخصوص آلمان نیز گسترش یافت.

جدا از جدال ها و رسم هایی که در اروپا بر سر برپا شدن یا نشدن کریسمس رخ می داد در آمریکا هم در حدود سال ۱۸۲۰ یکباره این جشن از نو احیا شد. علت توجه به این جشن را داستان کوتاهی می دانند که واشینگتن اروینگ (Washington Irving) نویسنده و سیاستمدار آمریکایی نوشت، وی در این رمان از کریسمس و کمک به فقیران گفته بود. جالب است بدانید که واشینگتن برای جذابتر کردن داستانش از اسطوره ها و روایت های کهن انگلیسی نیز بهره برده بود.

در ابتدا مخالفان مانع برپایی کریسمس در آمریکا می شدند؛ اما به مرور با این موضوع کنار آمدند و کلیساها هم از این جشن بزرگ استقبال کردند. از سال ۱۸۶۴ کریسمس به صورت رسمی در آمریکا هم برگزار شد.

قرن بیستم

تا حدود سال ۱۹۵۰ کریسمس در اروپا جشنی لوکس و مخصوص ثروتمندان به شمار می آمد و عموم مردم از آن لذتی نمی بردند؛ اما از اواسط قرن بیستم رفته رفته به جشنی برای شادی همه اقشار جامعه بدل شد. تا چند سال همه نمی توانستند درخت کریسمس تهیه کنند یا شامی پر از گوشت بخورند؛ اما تلاش‌شان را برای شادی و شرکت در جشن ادامه می دادند.

بد نیست بدانید که در سال ۱۹۱۷ سران اتحاد جماهیر شوروی برپایی این مراسم را در کشورشان ممنوع کردند و آن را تعطیلاتی مخصوص به مسیحیان دانستند. در همین راستا دانش آموزان و دانشجویان هم از ابتدا به گونه ای تربیت می شدند که ضد کریسمس باشند. حتا در سال ۱۹۲۹ کودکان را تشویق می کردند که هرجایی صلیب دیدند روی آن تُف بیندازند. طرفداران کریسمس و مسیحیان ساکن در روسیه آن قدر زیاد بودند که توانستند بر این آزارها فائق بیایند و پس از چند سال کریسمس را دوباره در فهرست تعطیلات کریسمس کشور قرار دهند.

از اوایل قرن بیست و یکم کریسمس در همه کشورهایی که دین رسمی شان مسیحیت بود برگزار شد و هنوز هم به بهترین شکل گرامی داشته می شود. درباره تاریخ دقیق کریسمس هم حرف های زیادی گفته می شود حتا برخی می گویند که ماه دسامبر به این دلیل انتخاب شد که در زمان های قدیم و در سرزمین های اروپایی تعداد گاوها زیاد بود و سیر کردن شکم آن ها برای مردم دشوار. به همین دلیل تصمیم گرفتند تا جشنی برپا شود و گاوها را بخورند تا از شر غذا دادن به آن ها در زمستان راحت شوند. یا بعضی ها می گویند که ۲۵ دسامبر تولد میترا خداوند خورشید و دوستی بود و رفته رفته همین موضوع به کریسمس بدل شد.

در آخر بد نیست بدانید که ماجرای تزیین درخت کریسمس و تاریخچه آن کمی با جشن کریسمس متفاوت است و دلیل رواج این سمبل را ملکه ویکتوریا، ملکه انگلستان می دانند و این موضوع را به سال ۱۸۳۲ نسبت می دهند. برای کسب اطلاعات بیشتر درباره درخت کریسمس و ماجراهای آن روی دکمه زیر کلیک کنید.

زمان دقیق کریسمس

شک و شبهاتی درباره زمان دقیق جشن کریسمس وجود دارد و مساله اصلی هم این است که کسی از تاریخ تولد حضرت مسیح اطلاع ندارد. تیتوس فلاویوس کلمنز (Titus Flavius Clemens) فیلسوف یونانی، در رابطه با زمان کریسمس چنین نوشته است:

کسانی هستند که نه تنها برای پروردگار ما زمان تولد معین کرده اند بلکه یک روز را هم برای این موضوع در نظر دارند. آن ها می گویند این اتفاق در ۲۸اُمین سال از امپراتوری آگوستوس (۱) رخ داد و روز آن را ۲۵ پاشون (۲) (مصادف با ۲۵ ماه می معادل ۴ خرداد) تعیین کردند.

با توجه به همه حرف و حدیث هایی که در رابطه با زمان دقیق کریسمس ذکر می شود، هنوز هم افرادی وجود دارند که معتقدند زمان اصلی یکی از این تاریخ هاست: ۲۰ می (۳۰ اردیبهشت)، ۱۸ آوریل یا ۱۹ آوریل (۲۹ و ۳۰ فروردین)، ۲۵ مارس (۵ فروردین)، ۲ ژانویه (۱۳ دی)، ۱۷ نوامبر و ۲۰ نوامبر (۲۶ و ۲۹ آبان).

بزرگان دین مسیحیت عوامل متعددی را در نظر گرفتند تا ۲۵ دسامبر (۴ دی) به عنوان کریسمس انتخاب شود. آن ها می گویند که در تقویم رومی از دیرباز، این تاریخ مصادف با انقلاب زمستانی (۳) بوده است. در این میان باز هم برخی گفته اند که ۹ ماه پس از این تاریخ یعنی درست در زمان اعتدال بهاری (۴) مسیح متولد شد و تاریخ ۲۵ دسامبر اشتباه است. با همه این تفاصیل در حال حاضر بزرگان این دین توافق کردند که ۲۵ دسامبر (۴ دی) به عنوان آغاز کریسمس در نظر گرفته شود.

بعضی ها معتقدند که مسیح کوتاه ترین روز از سال را برای تولد انتخاب کرد تا پس از زادروزش آرام آرام روزها طولانی شوند برای مثال آگوستوس امپراتور روم درباره زمان تولد مسیح گفته است:

او کوتاه ترین روز را در کره زمین انتخاب کرد و از آن زمان روزها طولانی می شوند. نور وجود این والا مقام از همین روز بیشتر و بیشتر شد.

در سخن آگوستوس وجود حضرت عیسی به نور و خورشید پیوند داده شده است و این موضوع در کتاب مقدس هم آمد و از وی به عنوان خورشید عدالت "Sun of righteousness" یاد کرده اند. سِر آیزاک نیوتن دانشمند مشهور انگلیسی هم اعتقاد داشت که روز تولد مسیح با خورشید و انقلاب زمستانی در ارتباط بوده است. در همین راستا بزرگان، نظرات مختلفی ارایه کرده اند در اینجا امکان بیان همه آن ها وجود ندارد.


آشنایی کامل جشن کریسمس - بخش دوم

آشنایی کامل جشن کریسمس

رسوم جشن کریسمس

جشن کریسمس در کشورهای گوناگونی برپا می شود و وجود فرهنگ های مختلفِ مردمان این سرزمین ها، باعث شده که این جشن در هر کشوری شکل و شمایل مخصوص به خود را داشته باشد و تفاوت هایی در میان آداب و رسوم کریسمس به چشم آید. در این میان رسم های مشترکی هم میان همه شرکت کننده ها دیده می شود که ما به این رسوم خواهیم پرداخت.

این روزها کریسمس به قدری محبوب شده که ادیان دیگر هم در آن شرکت می کنند برای مثال این جشن در چین به صورت گسترده برگزار می شود و اغلب حاضران هم اقلیت های مذهبی هستند. در بیشتر کشورها کریسمس تعطیل رسمی به شمار می آید؛ اما در سرزمین هایی مثل افغانستان، الجزایر، آذربایجان، بحرین، بوتان، کامبوج، چین (به استثنای هنگ کنگ و ماکائو)، کومور، ایران، ژاپن، کویت، لائوس، لیبی، مالدیو، موریتانی، مغولستان، مراکش، کره شمالی، عمان، پاکستان، قطر، عربستان سعودی، سومالی، تاجیکستان، تایلند، تونس، ترکیه، ترکمنستان، امارات متحده عربی، ازبکستان، ویتنام و یمن روز کریسمس تعطیل رسمی نیست.

از مهم ترین رسم های این جشن می توان به تبادل هدایا، صرف یک وعده غذا به همراه خانواده، دیدن بابا نوئل و... اشاره کرد. با ما همراه باشید تا بیشتر با رسم و آیین های کریسمس آشنا شویم.

1- تزیینات و دکوراسیون

مطمئنا تزیینات کریسمس یکی از مهم ترین و پرشورترین آداب این جشن است. چند روز پیش از آغاز کریسمس همه در تب و تاب آماده شدن برای این ضیافت هستند. شرکت کننده ها باید سراسر شهر و خانه های‌شان را با اشیای خاصی تزیین کنند. برای تغییر چهره شهر از چراغ های کوچک و بزرگ و رنگی استفاده می کنند و همه جا را کاغذرنگی های سبز و قرمز می چسبانند. استفاده از رنگ سبز به این دلیل است که سرمای زمستان فراموش شده و شادی و گرما به خانه های مردم بیاید و قرمز هم نماد خون پاک حضرت مسیح است که بر صلیب ریخته شد.

در این جشن برای زیباتر کردن خانه ها از اجسامی چون عروسک های جادوگر و گوزن، توت فرنگی، نقاشی های مذهبی، شکلات های رنگارنگ، مجسمه های گوناگون، عروسک بابانوئل، جوراب ساق بلند، تاج های گل و فرشته ها و... استفاده می کنند. این روزها رنگ طلایی و سفید هم در تزیینات کریسمسی به کار می روند، که رنگ طلایی هم سمبل سلطنت و ثروت و سفید نماد زمستان و پاکی ست.

با آغاز کریسمس، در کلیساها و اماکن مذهبی شمع روشن می کنند که نظرهای مختلفی درباره این عمل وجود دارد؛ برای مثال بعضی ها می گویند این کار نشان از انتظار مردم برای بازگشت عیسی دارد و برخی دیگر می گویند برای زیبایی این کار را انجام می دهند.

۲- درخت کریسمس

یکی از نمادهای مهم کریسمس، درخت کاج و سرو چراغانی شده آن است. در ابتدا ایده وجود چنین درختی را ملکه انگلستان داد و کم کم در سراسر دنیا هم طرفدار پیدا کرد. این روزها کودکان و بزرگسالان با کمک هم درخت های شان را تزیین می کنند. درخت سرو از دیرباز در ایران باستان هم اهمیت بسیاری داشته است و به آن لقب درخت جاودانگی داده بودند.

از حدود قرن نوزدهم از گیاه بنت قونسول هم در تزیینات کریسمس استفاده شد زیرا این گیاه به رنگ قرمز و سبز است و در فصل سرما می روید. حالا شاهدیم که در پایه درخت کریسمس از بنت قونسول هم برای زیباتر کردن فضا استفاده می کنند.

در سال های گذشته گیاهانی چون آماریلیس قرمز، کاکتوس و خزه هم در میان تزیینات کریسمس به چشم می خورند که به دلیل رنگ سبز و قرمزشان به کار گرفته شده اند.

۳- سرود و موسیقی کریسمس

سرودهای متعددی درباره کریسمس وجود دارد که کهن ترین آن ها به رومی ها و قرن چهارم میلادی باز می گردد. در حال حاضر ترانه های مدرنی هم برای این جشن می سرایند؛ اما سرودهای کهن را اسقفان اعظم نوشته اند و هنوز هم خوانده می شود. از جمله محبوب ترین سرودهای این جشن می توان به ونی ردمپتور جنتیوم (Veni redemptor gentium) و کود ناتوس اکس پرنتیس یا عشق به پدر (Corde natus ex Parentis) اشاره کرد که به زبان لاتین هستند. با گسترش سرزمین های مسیحی نشین سرودهای محلی مختلفی به عنوان شعر کریسمس مطرح شدند و حالا هم در کشورهای گوناگون به زبان های متعددی خوانده می شوند. سروده های مختلفی به زبان فرانسوی، آلمان و ایتالیایی وجود دارند که از محبوبیت بسیاری برخوردارند.

با مدرن شدن جشن کریسمس سرودها از حالت رسمی خود خارج شده اند و حالا برای گوش سپردن به آن ها نباید حتما به کلیسا رفت حتا گاهی دیده شده که کوه نوردان در طی گردش های خود شعرهای کریسمسی می خوانند و به عبارتی دیگر درباره این موضوع محدودیتی وجود ندارد. در سال های اخیر شاهدیم که در کنسرت های بزرگ هم ترانه های کریسمسی خوانده می شوند و کسی هم با این موضوع مخالفتی ندارد.

۴- غذا و خوراکی های کریسمس

خوراکی های مخصوص کریسمس یکی از بخش های مهم و دوست داشتنی این ضیافت تمام عیار است. در طی این جشن، همه اعضای خانواده با هم تلاش می کنند تا یک وعده غذای سنتی و خوش آب و رنگ را تهیه کنند. همین غذاهای رنگارنگ باعث گردهمایی اعضای فامیل می شود.

در کشورهای گوناگون غذاهای متفاوتی سرو می شود و نمی توان یک نوع خوراکی خاص را به عنوان غذای کریسمس به حساب آورد؛ اما برای آشنایی بیشتر شما عزیزان با غذاهای کریسمس در این بخش به معرفی برخی از این خوراکی ها در سرزمین های مختلف می پردازیم.

جزیره سیسیل ایتالیا: دوازده نوع ماهی

انگلستان و کشورهای تحت استعمارش: بوقلمون، غاز یا دیگر پرنده های بزرگ با سس گوجه فرنگی، سیب زمینی، سبزی های خوش عطر دسرهایی مثل پودینگ مخصوص، کلوچه های کوچک، کیک میوه ای و بوش دو نوئل (Bûche de Noël) که نوعی کیک اسفنجی فرانسوی ست سرو می شود.

لهستان و برخی نقاط اروپای شرقی و اسکاندیناوی: ماهی برای قشر متوسط و گوشت بره برای ثروتمندان

سوئد: ژامبون، کباب و شاه ماهی و مخلوط آن ها

آلمان، فرانسه و اتریش: انواع غذاهایی که با گوشت خوک پخته می شوند.

در کنار این غذاهای خوشمزه از خوراکی هایی مثل شکلات و آب نبات، شیرینی، کیک میوه ای و انواع میوه بخصوص پرتقال هم استفاده می کنند. آمارها نشان داده اند که میزان مصرف شکلات و آب نبات در کریسمس در آمریکا برابر است با مقدار مصرف آن در تمام روزهای دیگر سال. به عبارت دیگر آمریکایی ها به اندازه یک سال شان در طی کریسمس شیرینی و شکلات می خورند.

۵- کارت تبریک کریسمس

فرستادن کارت تبریک از جمله آداب دوست داشتنی کریسمس به شمار می آید. فرستادن و دریافت این کارت ها از چند هفته پیش از شروع مراسم آغاز می شود. هر فرد به اعضای خانواده و دوست و آشنایانش کریسمس را تبریک می گوید و کمی از حال و روز خود می نویسد.

اولین بار کارت تبریک کریسمس در لندن فرستاده شد؛ اما به مرور زمان این کارت های مقوایی جای خود را به ایمیل و پیام های الکترونیکی دادند؛ البته هنوز هم فرستادن کارت تبریک به صورت قدیمی و با استفاده از پست رواج دارد و افراد بسیاری این کارت ها را می خرند تا دوستان شان با دریافت آن ها شاد شوند.

در چند دهه گذشته کارت های تبریک کریسمس بهانه ای شدند برای به نمایش گذاشتن هنر و فرهنگ سازندگان آن ها زیرا این کارت ها در شکل ها و طرح های بسیار گوناگونی تهیه می شوند و برای خلق هر یک از آن ها هنرمندان بسیاری فعالیت کرده اند. روی این کارت ها اغلب تصاویری از آدم برفی، بابا نوئل، حضرت عیسی، عکس های شخصی و... به چشم می خورند.

در تعطیلات کریسمس بازار جشن های ازدواج نیز داغ است و زوج های جوان از همین کارت های تبریک کریسمس برای مطلع کردن خویشاوندان شان از عروسی خود استفاده می کنند. افرادی که مذهبی تر هستند در کارت های خود از عبارت های مذهبی، دعا و نیایش استفاده می کنند تا برای آشنایان شان درخواست سالی پر از نعمت و سلامتی داشته باشند.

گذشته از کارت های رنگارنگی که خبر از آمدن این ضیافت دارند، تمبرهای گوناگونی هم در این بازه زمانی به فروش می رسند. از سال ۱۹۸۲ تا کنون تمبرهای مخصوصی ویژه کریسمس به چاپ می رسند. این تمبرهای رنگارنگ و جذاب در فیلیپین طرفداران بسیاری دارند و به صورت گسترده خریداری می شوند. تمبرهای کریسمس تنها در اوایل ماه اکتبر و دسامبر (مهر تا دی) اعتبار دارند و پس از کریسمس از بازار جمع می شوند. در طراحی این کاغذهای کوچک و دوست داشتنی از نقش های مختلفی استفاده می کنند که تماشای آن ها تفریح جالبی ست؛ برای مثال کانادا یکبار بر روی تمبر کریسمس خود نقشه جهان را چاپ کرد یا اتریش گل رز قرمز رنگی را برای تمبرهایش برگزید. سران ایالات متحده آمریکا و انگلستان همه ساله تمبرهای جدیدی برای این مناسبت به چاپ می رسانند؛ اما این کار در همه سرزمین ها به صورت منظم انجام نمی شود.

۶- هدیه های کریسمس

خرید و دریافت هدایا هم قسمت مهمی از جشن کریسمس را تشکیل داده اند و هر کسی بنابر عقاید و سلیقه های خود هدیه هایی را تهیه می کند. کسانی که بیشتر بر سنت ها پای بندند، نعناع، طلا، نان و اقلامی از این دست را هدیه می دهند تا برکت و ثروت را به خویشاوندان شان داده باشند؛ اما هیچ محدودیتی برای محتویات کادوها وجود ندارد و هر فردی بنابر تصمیم خود می تواند هدیه های متفاوتی بخرد.

رسم هدیه دادن در کتاب مقدس مسیحیان نیز آمده و گفته شده خداوند به بندگانش هدیه می دهد. همچنین کمک به دیگران بخصوص فقیران کاری پسندیده به شمار می آید.

بابا نوئل | Santa Claus

بابا نوئل، پاپا نوئل یا سَنتا یک شخصیت معروف تاریخی است که سرنوشتش با داستان ها و افسانه های متعددی گره خورده و هنوز هم طرفداران بسیاری دارد. گفته می شود که بابا نوئل شخصیتی واقعی ست و نامش نیکلاس قدیس بود. او با همه و بخصوص کودکان با مهربانی رفتار می کرد. این کشیش در منطقه آسیای صغیر (محدوده ترکیه کنونی) می زیست و برای شاد کردن کودکان به آن ها هدیه می داد.

نیکلاس در دوران کودکی پدر و مادر خود را از دست داد و ارث گزافی برایش باقی ماند، وی با همان سرمایه به کمک کودکان شتافت. این فرد حالا یکی از قدیسان مسیحیت به شمار می رود و جسدش در کشور ترکیه و منطقه مسکونی و باستانی میرا (Myra) است.

در سال ۱۸۲۲ میلادی در آمریکا داستانی مخصوص کودکان نوشته شد و به چاپ رسید که در آن بابا نوئل به شکل امروزی خلق شده بود، در این داستان فردی کوچک اندام و فربه با ریش های بلند و سفید رنگ، ناجی کودکان بود و به آن ها هدایای رنگارنگی می بخشید. این ناجی مهربان به وسیله سورتمه مخصوص خود سراسر اروپا و آسیا را زیر پا می گذاشت و به کودکان هدیه می داد. در این داستان سورتمه او به وسیله گوزن هایی پرنده با شاخ های بلند و زیبا کشیده می شد.

این روزها در طول کریسمس افراد مختلفی لباس قرمز رنگ به تن کرده و با ریش سفید و بلندِ خود نقش بابا نوئل را بر عهده می گیرند. در داستان ها آمده که بابا نوئل بچه ها را به دو دسته بد و خوب تقسیم کرده و به آن هایی که خوب و خوش رفتار هستند هدیه می دهد و بقیه از نعمت کادو محروم می شوند؛ به همین دلیل در میان مسیحیان رایج است که اگر کودکی هدیه دریافت نکند خوش رفتار نبوده و آینده خوبی نخواهد داشت که البته این موضوعات در اندازه داستان و تخیل هستند و همه کودکان کادو می گیرند.

مسیحیان این روزها نظراتی درباره بابا نوئل دارند و برای دریافت جایزه از او کارهایی را انجام می دهند تا فرزندان شان را به انجام کارهای خوب تشویق کنند که ما هم به معرفی این کارها می پردازیم:

-پدر و مادرها جوراب های بزرگی را بر فراز تخت خواب ها یا شومینه خانه آویزان می کنند و به فرزندان شان می گویند که اگر خوب بخوابند بابا نوئل این جوراب ها را با هدیه های مختلف پر می کند. این موضوع باعث شادی کودکان شده و آن ها را ترغیب می کند که در کریسمس رفتار بهتری داشته باشند. گویا داستان جوراب هم به نیکلاس قدیس باز می گردد. گفته می شود که این کشیش مهربان جوراب های کودکان را با کادوهای رنگارنگ پر می کرد. جالب است بدانید که سنت آویزان کردن جوراب روی شومینه و اقصی نقاط خانه از هلند آمده است.

-می گویند که بابا نوئل از دودکش و شومینه خانه ها وارد می شود بنابراین بهتر است جوراب ها را در کنار یا روی شومینه قرار دهند تا بابا نوئل را به زحمت نیندازند.

-بابا نوئل کارخانه ای پر از اسباب بازی دارد که در قطب شمال واقع شده و از همان جا کادوهای بچه ها را می آورد.

-بابا نوئل بررسی می کند که چه بچه هایی تمام طول سال خوب رفتار کردند و فقط به همان کودکان کادو می دهد.

نام گذاری | ریشه واژه کریسمس

کریسمس (Christmas) مخفف شده واژه کریستس مس (Christ's mass) است و از حدود سال ۱۰۳۸ استفاده می شد. در حدود سال ۱۱۳۱ عبارت کریستِس مِسِ (Cristes-messe) را هم به کار بردند.

شاید نمی دانستید اما این جشن در طول تاریخ با نام های گوناگونی شناخته شده است برای مثال آنگلو ساکسون ها (۱) (The Anglo-Saxons) از واژه میدوینتر (midwinter) به معنای میانه زمستان برای اشاره به کریسمس استفاده می کردند. در برخی سندهای تاریخی هم واژه نتیویتی (Nativity) را برای این جشن به کار برده اند. از دیگر کلمات مترادف کریسمس می توان به جیولا یا گوئولا (Gēola) به معنای دوره ای از زمستان، نوئل (Noel) یا ناتالیس (nātālis) به معنای روز تولد نام برد.

در بیشتر منابع آمده که کلمه کریسمس از سال ۱۰۵۰ استفاده شد و از همان زمان به معنای روز مسیح به کار می رفت. گاهی در نگارش دیده می شود که از واژه مخفف اکس مس (Xmas) استفاده می کنند، این کلمه هم از قرن سیزدهم رواج یافت و پیش از آن در دایره واژگان انگلیسی هیچ جایی نداشت. در آخر بد نیست بدانید که در زبان آلمانی از کریسمس با نام وایناختن (Weihnachten) نیز یاد می شود.

داستان و افسانه های کریسمس

درباره چگونگی به وجود آمدن جشن کریسمس عقاید متعددی وجود دارد که اغلب آن ها با افسانه ها در هم آمیخته شده است، در اینجا به یکی از این داستان ها می پردازیم.

حدود ۲۰۰۰ سال پیش دختری به نام مری با جوانی به نام جوزف ازدواج کرد. هنگامی که آن دو پیوند زناشویی بستند جبرئیل بر آن ها نازل شد و گفت:

خداوند به شما برکت داده است و می خواهد شما را خشنود کند. خداوند بسیار مهربان است. تو توسط روح القدس باردار خواهی شد و یک پسر خواهی زایید. او، پسرِ خدای خود خواهد بود و پادشاهی او روی زمین هیچ گاه به پایان نخواهد رسید. تو باید نزد زکریا، پسرعمویت بروی.

مری کمی ترسید اما به خداوند و فرشته اش اعتماد داشت به همین خاطر به سوی زکریا و همسرش الیزابت رهسپار شد. الیزابت از آمدن مری بسیار خوشنود بود زیرا می دانست که او از طرف خدا انتخاب شده است. مری چند ماه در خانه آن ها ماند و این زوج از وی پذیرایی کردند. زکریا می گفت که فرزند مری مقدس است. در همین حین جوزف نگران می شود که مری چگونه پیش از ازدواج صاحب فرزند شده که فرشته ای به رویای او می آید و به او چونین می گوید: نترس که مریم را به عنوان همسر خود ببینی.

پس از این خواب جوزف با کمال میل ازدواجش را با مری ادامه داد.

مری و جوزف در شهر ناصره می زیستند که در آن زمان جزوی از امپراتوری روم بود. این امپراتوری مالیات زیادی را از مردم می گرفت و همین موضوع باعث شد که مری و همسرش به بیت لحم کوچ کنند تا در کنار خانواده جوزف باشند. آن ها همه وسایل شان را بار یک الاغ کردند و به بیت لحم رفتند. وقتی به این شهر رسیدند نتوانستند جایی برای خواب پیدا کنند و مجبور شدند در طویله بخوابند در آن دوران اغلب مردم یک طبقه طویله داشتند و خودشان در طبقه بالای آن ها زندگی می کردند.

مری همان شب در طویله نوزاد خود را به دنیا آورد. چند روزی از این ماجرا گذشت تا فرشته بر اهالی بیت لحم ظاهر شد و به مردم هراسان گفت:

نترسید، من برای شما خبر خوبی دارم، ناجی شهر به دنیا آمده است.

آرام آرام تعداد فرشته ها زیادتر شد و همه با هم شروع به خواندن آواز کردند. همین جا بود که ستاره ای در آسمان روشن شد -در داستان های کهن عقیده بر آن بوده که با تولد هر پادشاه در آسمان یک ستاره روشن می شود-. این ستاره دنباله دار بود و به سوی اورشلیم می رفت به همین خاطر صبح روز بعد همه در جستجوی پادشاه یهودیان بودند که قرار است در اورشلیم به حکومت برسد. با زیاد شدن این حرف ها، پادشاه وقت عصبانی شد و دستور داد که همه نوزادان را بکشند تا کسی جای او را نگیرد. اما پیش از این که دست پادشاه به نوزاد برسد، مردم مری و فرزندش را یافتند و شروع به پرستش نوزاد کردند و هدایایی از جمله طلا و سیر برای آن ها بردند.

در همین گیر و دار، فرشته وحی به جوزف نازل شد و گفت: بلند شو و فرزندت را به مصر ببر و جانش را نجات بده.

جوزف هم همین کار را کرد و به سوی مصر رفت. پس از مرگ هرودت، آن پادشاه ظالم، جوزف و نوزادش دوباره به بیت لحم برگشتند اما پسر هرودت پادشاه شده بود و آن ها هنوز از او نیز می ترسیدند به همین خاطر به ناصره رفتند و آن جا ساکن شدند.

حالا پس از گذشته هزاران سال از وقوع این اتفاق ها، مسیحیان روز تولد مسیح را به عنوان کریسمس جشن می گیرند و به پایکوبی می پردازند. توجه داشته باشید که این تنها یکی از داستان هایی بود که درباره تولد عیسی روایت می شود و چندین داستان و روایت دیگر هم در همین زمینه وجود دارند.

نظریات مخالف با کریسمس

همان طور که شاید تا اینجا متوجه شده باشید درباره ریشه و تاریخ کریسمس اختلاف نظرهای بسیاری وجود دارد. در این بین بعضی از افراد سودجو یا متعصبان مذهبی نظریه های مخالف با بزرگان مسیحیت را بیان کرده اند در این قسمت برخی از آن ها را بیان می کنیم:

- ریشه کریسمس رومی است و از سال ۲۷۴ به وجود آمد و هیچ ارتباطی با دین مسیحیت ندارد.

- این تاریخ و جشن اصالتی پانگانی دارد و به مسیح مربوط نمی شود. پاگانی، پگانی یا کافرکیشی به مجموعه ای از ادیانی باستانی اتلاق می شود که به چند خدایی معتقد بودند. پانگان از نظر مسیحیان به افرادی که از دین خارج یا دور شده اند گفته می شود. جالب این که افرادی که به این موضوع اعتقاد دارند کم نیستند.

- مسیحیان این تاریخ را انتخاب کردند چون در تاریخ روم این روز مصادف بود با تولد سول اینویکتوس (Sol Invictus) یا خورشید شکست‌ناپذیر. اینویکتوس یکی از اسطوره های مهم و قدرتمند روم باستان بود و به دلیل ارتباطش با نور و خورشید او را نمادی از حضرت مسیح در نظر گرفتند.

- تاریخ ۲۵ مارس ریشه ای بت پرستانه دارد.

- هنوز هم میان ارتودوکس ها و کاتولیک ها بر سر زمان دقیق کریسمس اختلاف نظر وجود دارد پس ریشه و اصالت این جشن اصلا مشخص نیست.

- نمی توان از نظر تاریخی به انجیل استناد کرد زیرا در آن تناقض هایی به چشم می خورد.

- اصطلاح کریسمس و هر چیزی که به آن مربوط شود تنها به نفع سیاستمداران و دولت هاست زیرا هر یک از اجزای کریسمس (بخصوص درخت آن) از یکی از جشن های دیگر مذاهب گرفته شده و سود همه خرید و فروش ها به جیب دولت ها می رود.

به طور کلی کریسمس از دیرباز موضوعی جنجال برانگیز بود و در اروپا و آمریکا باعث شورش هایی پراکنده می شد که علت آن ها همین نظرهای مخالف با یکدیگر بود.

تاثیر کریسمس بر اقتصاد

پیش از کریسمس و در طی آن، زمانی ست که کسب و کار بسیاری از مغازه داران و خرده فروش ها گرم می شود و خرید و فروش به صورت چشم گیری افزایش می یابد. بدون شک مردم برای هدیه دادن به خویشاوندان و دکوراسیون محل زندگی شان نیاز به وسایل مختلفی دارند و همین موضوع باعث رونق بازار می شود. در کانادا از چند ماه پیش از این جشن به تبلیغات گسترده ای برای فروش اجناس مربوط به آن می پردازند.

در ایرلند و انگلستان هم از دو ماه قبل شهر را با چراغ های رنگارنگ نورپردازی می کنند تا خبر از آغاز حراج ها و نزدیک بودن کریسمس بدهند. این جشن بین المللی بر اقتصاد کشورها تاثیر زیادی دارد. در اینجا نگاهی داریم به میزان درآمد حاصل از فروش کالاها در آمریکا و انگلستان طی کریسمس:

همه ساله پس از کریسمس میزان بودجه دولت افزایش می یابد. جالب اینجاست که با وجود این که تولید صنایع مختلف تقریبا متوقف می شود و قشر بزرگی از جامعه در تعطیلات رسمی به سر می برند اما به دلیل افزایش سرسام آور قیمت ها در این دوران، آسیبی به اقتصاد کشورهای پیشرفته وارد نشده، بلکه سبب بهبود آن می شود.

نکاتی جالب درباره کریسمس

تا اینجا تا حدودی با جشن کریسمس آشنا شدیم اما به دلیل این که داستان های بسیار متعددی درباره این مراسم بین المللی وجود دارد در این قسمت به نکاتی جالب در این رابطه می پردازیم:

در سال ۱۷۷۶ جورج واشینگتن، ژنرال ارتش و رهبر بلند پایه آمریکا به پیروزی بزرگی در برابر آلمان ها دست یافت، این در حالی بود که نیروهای او بسیار ناامید بودند، این اتفاق در ۲۶ دسامبر رخ داد و آن را از خوش یمنی وجود کریسمس می دانند.

در ۲۴ دسامبر ۱۸۱۴ ایالات متحده آمریکا و بریتانیا توافق نامه ای را به امضا رساندند و طی آن افراد بسیاری که گروگان گرفته شده بودند به خانه های شان بازگشتند، این موضوع را نیز از خوش شانسی وجود کریسمس به شمار می آورند.

در سال ۱۹۱۴ و در جنگ جهانی سربازان کشورهای آلمان، انگلیس و فرانسه آتش بس اعلام کردند و کریسمس را جشن گرفتند و حتا درخت ها را تزیین کردند.

در سال ۱۹۶۸ سه فضانورد معروف فرانک بورمن (Frank Borman)، جیم لوول (Jim Lovell) و ویلیام آندرس (William Anders) که به وسیله فضاپیمای آپولو ۸ به فضا رفته بودند به سوی ماه رفتند و این اتفاق در شب کریسمس رخ داد.

تصویری که ما امروزه از بابانوئل داریم مردی قرمزپوش و خندان است اما هیچ سندی وجود ندارد که با توجه به آن، وی فردی خندان بوده باشد.

سنتا کلاوس یا کلاس مخفف واژه سینتر کلاس (Sinter Klaas) است که ریشه این نام را از زبان هلندی می دانند.

اغلب منابع تاریخی وجود بابانوئل را با شکل و شمایل امروزی مربوط به قرن ۱۸ می دانند.


جالب ترین فرهنگ های دنیا

جالب ترین فرهنگ های دنیا

پیشرفت سرسام آور تکنولوژی در دنیا غیر قابل انکار نیست، محققین و دانشمندان همه روزه در تلاش هستند برای آسان تر کردن زندگی بشر وسایل و ابزارالات نوینی بسازند و همواره به پاس خدماتشان مورد تشویق هم قرار می گیرند. اما در میان شلوغی و غرق شدن در فناوری آسیب هایی هم به بنیان های اصلی زندگی روی کره ی زمین وارد می شود.

یکی از مهم ترین آسیب هایی که به وضوح آن را مشاهده می کنیم از بین رفتن فرهنگ و آداب خاص مردمان بسیاری از نواحی دنیاست؛ امروز قبایل بسیاری در حال نابودی هستند و شاید در آینده اثری از آداب و رسوم و فرهنگ آن ها باقی نماند.

در گوشه گوشه ی جهان قبایل و گروه هایی وجود دارند که دارای فرهنگی غنی و فوق العاده می باشند اما به دلیل پیشرفت تکنولوژی و یکپارچگی جامعه ی جهانی رو به نابودی هستند، اتفاقی ناگوار و غم انگیز. مردمان این قبیله ها اغلب به دلیل روش زندگی و اعتقاداتشان مورد تمسخر قرار می گیرند و دیگر اصراری برای حفظ آدابشان ندارند.

امروز با هم به معرفی چند مورد از این قبایل فوق العاده و منحصر به فرد می پردازیم که به احتمال زیاد تنها چند سال دیگر شاهد وجود آن ها هستیم. با معرفی آن ها در تلاشیم راهی برای نجاتشان بیندیشیم و اگر علاقمند بودید بتوانید هر چه زودتر و پیش از انقراض آن ها از این مردمان با تمدن و فرهنگ دیدن کنید.

۱- کورووایی | The Korowai

کورووایی | The Korowai

در جنوب شرقی کشور اندونزی و شهر پاپوآ قبیله ای زندگی می کنند با نام کورووایی که به آن ها قبیله ی آدم خورها هم می گویند و ویژگی و آداب خاصی دارند که به برخی از جالب ترین هایشان می پردازیم.

آن ها در خانواده های ۱ تا ۸ نفره در خانه هایی که بر فراز درختان ساخته اند زندگی می کنند، البته در سال های اخیر خانه هایشان روی زمین هم دیده می شود که آن ها را با برگ های درخت ساگو می سازند، این درخت شاخ و برگ های طویلی دارد که طولشان به ۶ تا ۱۲ متر می رسد.

مردمان کورووایی برای جلوگیری از حمله ی حیوانات، برخورد نکردن با اجساد مردگان متحرک و به دام نیفتادن در چنگ جادوگرانِ جادوی سیاه خانه هایشان را روی درخت ها می سازند. بله همانطور که مشاهده می کنید آن ها به جادو و راه رفتن مرده ها در هنگام شب اعتقاد دارند.

ساخت خانه روی درختان از مهم ترین و شاخص ترین کارهای این قبیله است، آن ها حدود ۱ سال برای ساختن سکونتگاهشان زمان صرف می کنند و تا زمانی که امنیت ساختار خانه اجازه دهد در آن زندگی می کنند، حتی گاهی دیده می شود که فردی در یک خانه متولد می شود و در همان خانه هم ازدواج کرده و می میرد.

کورووایی ها زیاد عمر نمی کنند و اغلب در میانسالی می میرند زیرا هیچ گونه دارو و درمانی در دسترس آن ها نیست. هم اکنون شمار آن ها ۳۰۰۰ تن برآورد می شود اما همین تعداد هم هنوز بر آداب و عقایدشان استوار هستند. مثلا خود را با برگ درختانی چون موز می پوشانند و از گوشت آهو و گراز شکاری به صورت بسیار وحشیانه ای تغذیه می نمایند.

در سال های اخیر مبلغان ادیان هندی بر این قبیله نفوذ کرده اند و سعی دارند آن ها را از زندگی بدوی نجات دهند و به همین خاطر محققین انسان شناسی که روی این قبیله تحقیق می کنند اعلام کرده اند که به احتمال زیاد تا نسل بعدی کورووایی ها دیگر اثری از فرهنگ و آداب آن ها باقی نخواهد بود.

۲- سامبورو | The Samburu

سامبورو | The Samburu

سامبورو قبیله ای جالب در شمال کنیاست که در طی قرن ها تنها از دام پروری و پرسه زدن در صحراهای خشک و بی آب و علف امرار معاش می کردند. اما این روزها آن قدر خشکسالی امانشان را بریده که زندگی آن ها از همیشه سخت تر شده است. علاوه بر شرایط نامساعد آب و هوایی استعمارگران و افراد با نفوذ هم این قبیله را آزار داده و قصد بیرون راندن آن ها را از محل زندگیشان دارند.

این قبیله به دلیل شرایط سخت زندگی و آداب و عقایدشان مشهور شده اند. در این قبیله به دختران بهایی داده نمی شود و بسیاری از آن ها در سنین کودکی باردار می شوند، این در حالی است که باردار شدن دخترهای مجرد در میان سامبوروها ممنوع و گناهی بزرگ به حساب می آید و همین موضوع زندگی را بر دختران سخت و طاقت فرسا کرده است. کشتن نوزادان دختر در این قبیله نیز امری عادی است و اگر دختری زنده بماند باید تا زمان بلوغ صبر کرده و با یکی از اعضای قبیله ازدواج کند.

با این که گروه های مددکار در تلاش هستند که به اعضای این قبیله یاری رسانند اما مردم شناسان معتقدند که عمر قبیله سامبورو به پایان رسیده و تا چند سال دیگر اثری از آن ها باقی نخواهد ماند.

۳- لوبا یا بالوبا | The Loba

لوبا یا بالوبا | The Loba

مردمان این قبیله در نپال و هیمالیا (منطقه موستانگ) زندگی می کنند.، مردمان لوبا حدود ۱۴ قرن با هیچ فردی از فرهنگی دیگر ارتباط نداشتند و به نوعی خلسه دچار بودند. این بسته بودن درب ها تا سال ۱۹۹۲ میلادی ادامه داشت و باعث شد آن ها به انسان هایی عجیب تبدیل شوند.

لوباها پیروی آیین بودا هستند و در روستاهایشان پر از نقاشی و سنگ نگاره های رنگارنگ و کهن است، آن ها در زندگی از هیچ گونه تکنولوژی و فناوری مدرنی استفاده نمی کنند و کاملا مانند انسان های سده های گذشته باقی مانده اند.

اما در سال های اخیر به دلیل علاقه ی مردمان این قبایل دور افتاده به آموزش، فرهنگ آن ها در حال تغییر می باشد و همچنین ناآرامی های سیاسی نیز بر تغییر زندگی لوباها تاثیر داشته و آن ها آرام آرام رو به زوال و مدرنیزه شدن می روند.

۴- سان | The San

سان | The San

قبایل سان با نام بوشمن‌ ها نیز شناخته می شوند. آن ها در جنوب قاره ی آفریقا هستند و آداب و فرهنگ مخصوص به خود را دارند. لقب اصلی آن ها قبیله ی شکارچی است زیرا همه ی وعده های غذایی خود را با جمع آوری خوراکی از گوشه و کنار و زمین های مختلف و از راه جستجو به دست می آورند و مواد تشکیل دهنده غذاهایشان اغلب میوه و سبزی است.

علاوه بر سبزیجات و میوه آن ها از انواع حشرات، تخم پرندگان و... نیز در غذاهایشان استفاده می کنند. آن ها برای پیدا کردن غذا مسافت های بسیار طولانی طی می کنند و با دنبال کردن رد پای حشرات و خزندگان در پی یافتن آن ها هستند.

علاوه بر سختی سَبک زندگی سان ها، فراموش نکنید که آن ها وسیله ای هم برای شکار ندارند و اغلب با تیر و کمان به شکار می پردازند اما با افزایش تعداد افراد قبایل سان، نبود غذا و دشواری زندگی به احتمال زیاد تا چند سال آینده منقرض خواهند شد.

۵- آوا | The Awa

آوا | The Awa

آواها عشایری هستند که در آمازون و طی قرون متمادی در همین جنگل های مرطوب و بارانی زندگی کرده اند. مردمان این قبیله از میوه ی درختان، شیر میمون ها و شکار تغذیه می نماید. زندگی آن ها روند معمول خود را داشت تا این که زمین شناسان در قلمرو زندگی آن ها بزرگترین معدن سنگ آهن دنیا را کشف کردند به همین دلیل مردمان آوا مورد آزار و اذیت زیادی قرار گرفتند و حتی بسیاری از آن ها در نبرد با مهاجمان کشته شدند.

تعداد مردمان آوا در حال حاضر کمتر از ۱۰۰۰۰ تن است و متاسفانه با تلاش سازمان های حمایت از بقای فرهنگ های بین الملل باز هم سالانه از شمار این قبایل کاسته می شود.

۶- قبیله کوکوپا | The Cocopah

قبیله کوکوپا | The Cocopah

قبیله ی کوکوپا بیش از ۵۰۰ سال است که در منطقه ی دلتای جنوبی رودخانه ی کلرادو رندگی می کنند. آن ها همگی به زبان خاص خودشان صحبت می نمایند و هیچ خطی برای نوشتن ندارند. زندگی این قبیله با کشاورزی و ماهیگیری می گذرد اما در سال های اخیر به دلیل کم آب شدن رود و خشک شدن بسیاری از مناطق مناسب برای کشاورزی وضعیت مناسبی ندارند. علاوه بر این مشکلات سیلاب های نابهنگام نیز آسیب های زیادی به آن ها وارد می آورد.

از سال ۱۹۹۳ میلادی دولت مکزیک در تلاش است که آب مناسبی برای این دلتای زیبا فراهم نمایند اما متاسفانه در این راستا زیاد موفق عمل نکرده و تا کنون بسیاری از اعضای این قبیله دیار خود را ترک کرده و به سمت شهرها رفته اند.

یکی از اعضای این قبیله گفت:

وقتی درباره ی قبیله ی ما صحبت می شود طوری رفتار می کنند که انگار مرده ایم و بزرگان ما از بین رفته اند، در صورتی که ما هنوز زنده ایم و نفس می کشیم.

۷- مورسای یا سورما | The Mursi

مورسای یا سورما | The Mursi

سورماها به صورت گروه های کوچک و در روستاهای مناطق دور افتاده اتیوپی زندگی می کنند. هر خانواده متشکل از یک بانو، یک مرد و چندین فرزند است. در خانواده های سورمایی بر اساس سن افراد به آن ها نقش های خاصی داده می شود؛ مثلا مردان و پسران جوان نقش رزمنده و جنگجو را دارند اما همین جنگجوها تا پیش از رسیدن به سن ۸ سالگی باید از دام ها مراقبت کنند.

مردان جوان حدودا باید ۲۰ تا ۳۰ سال نقش جنگجو را بر عهده داشته باشند و هر سختی و مشکلی را تحمل نمایند حتی گاهی آن ها را شلاق می زنند تا قوی تر شوند و مجبورشان می کنند تا گرسنگی های طاقت فرسایی را پشت سر گذارند. اما پس از ۲۰ الی ۳۰ سال خدمت کردن به عنوان جنگجو دیگر بزرگسال به حساب می آیند.

دهکده و روستاها با مشورت جمعی از مردان بزرگ اداره می شوند و این مجالس شور و مشورت را یک فرد کهنسال و پر تجربه تر اداره می کند که به آن اصطلاحا کومورو (Komoru) می گویند. زنان هم حقی برای اظهار نظر درباره ی اوضاع حاکم بر روستا و یا هیچ زمینه ی دیگری را ندارند.

مردان قبایل با دامداری، کشاورزی و جنگ و غارت نیازهای خانواده را تامین می کنند و زنان و دختران هم تنها نقش بزرگ کردن فرزندان و همسرداری را بر عهده دارند. در واقع چرخ اقتصاد سورماها را کشاورزی می چرخاند. آن ها محصولاتی همچون کلم، لوبیا، سیب زمینی، تنباکو و قهوه می کارند و به علت حاصلخیز بودن خاک می توانند محصولات خوبی به دست آورند اما در دهه های اخیر اتیوپی با مشکل کم آبی و خشک سالی دست و پنجه نرم می کند که همین نکته باعث خدشه دار شدن کشاورزی در این کشور شده، بسیاری از رودخانه ها و سدهای این کشور خشک و بی آب هستند و این موضوع زندگی بسیاری از آفریقایی ها را با مشکلات زیادی رو به رو کرده، مردمان سورما هم از دیگران مستثنی نیستند و با مشکل گرسنگی و سو تغذیه رو به رو هستند.

۸- ساتن | The Tsaatan

ساتن | The Tsaatan

مردمان ساتن در کوه های بسیار سرد تایگا در مغولستان زندگی می کنند، برای هزاران سال است که در دل طبیعت وحشی و بکر با پرورش و دامداری گوزن های شمالی، زندگی را می گذرانند و به بقای خود ادامه می دهند. خانه هایشان را بر پشت گوزن ها می گذارند، سختی و خطر بیراهه را به جان می خرند و به دنبال بهترین مراتع هر فصل دو بار کوچ می کنند.

زندگی قبیله ساتن وابستگی شدیدی به گوزن دارد زیرا آن ها از پوست این حیوان لباس درست می کنند و از گوشت گوزن غذا می پزند و حتی از این حیوان برای حمل بار هم استفاه می کنند. این مردمان بی آزار از معروف ترین قبیله های عشایر مغولستان هستند که فرهنگی به درازای ۳۰۰۰ سال دارند.

۹- لاداخیس | The Ladakhis

لاداخیس | The Ladakhis

این قبیله آرمانی ترین قوم روی زمین هستند به این معنا که آن ها هیچ پولی ندارند اما با صداقت، عشق و امید همیشه به هم کمک می کنند. دزدی، دروغ، تجاوز و این پدیده های زشت تقریبا بین آن ها ناشناخته است.

لاداخ یا لاداخیس یا لَداخ ها قرن ها هست که وجود دارند اما از زمانی که آوازه ی مدرنیزه شدن میان آن ها پیچیده کم کم در حال دور شدن از فرهنگ و آداب گذشتگانشان هستند. آن ها هم اکنون در ایالات شمالی هند و کشمیر و هیمالیا ساکن هستند و متاسفانه سالانه از شمار آن ها کاشته می شود.

لداخ نام منطقه ای در جمهوری هند است که از نظر آن و هوا و شرایط اقلیمی وضعیت خوبی ندارد، هنگام تابستان مانند بیابانی بی آب و علف می شود و در زمان زمستان کاملا یخ زد؛ و از نظر ظاهری مثل تکه ای از کره ی ماه است.

اقتصاد لاداخیس ها بر پایه ی دام داری و کشاورزی است و با بدتر شدن شرایط زندگی آرام آرام در حال از بین رفتن هستند. لاداخیس ها کاملا جدا از دیگر مردامان هند زندگی می کردند تا این که در سال ۱۹۶۲ میلادی جاده ای برای اتصال آن ها به شهرها ساخته شد و از همان زمان روند تغییر رفتارشان سرعت گرفت.

لاداخیس ها به این که بسیار فقیر هستند اما هنوز با لباس های خاص خودشان و با مهربانی در کنار هم با نهایت صلح و دوستی زندگی می کنند. امیدواریم برای وضعیت آن ها تدبیری اندیشیده شود تا مجبور نشوند برای کسب روزی به شهرها مهاجرت کنند. این روزها مبالغان دینی مختلفی به مکان زندگی این قوم می روند و سعی دارند آنها به سوی دین و آیین خود بیاورند و همین موضوع نیز باعث شده که آن ها آرام آرام در حال تغییر باشند.

۱۰- هوارانی | The Huaorani

هوارانی | The Huaorani

هوارانی ها در اکوادر و جنگل های آمازون زندگی می کنند. به دلیل ذخایر نفت و انرژی های فسیلی که در مناطق زندگی این قبیله یافت شده این روزها دولت اکوادور و هوارانی ها در حال درگیری با یکدیگر هستند. متاسفانه از پول نفت این ناحیه هیچ کمکی به قبیله ی هوارانی نشده و آن ها مجبور شده اند با نیزه هایشان در برابر ماموران دولتی قد علم کرده و از حقوق خود دفاع کنند اما دولت اکوادور با بی رحمی آن ها را می کشد و نابود می کند.

یکی از نمایندگان هوارانی می گویذ:

هربار که ماموران استخراج نفت می آیند درگیری های شدید رخ می دهد و حتی بین خانواده های مختلف هم دعوا می شود چون بعضی از اعضای خانواده ها می توانند در این گیر و دار کاری برای خود دست و پا کنند و بعضی دیگر نمی توانند و همین موضوع بین ما اختلاف می اندازد. دولت می خواهد به درآمد برسد اما اصلا به ما و سرزمینمان احترام نمی گذارد و به جای پرداخت حقوقمان ما را می کشد و از بین می برد.

شمار افراد این قبیله ماهانه در حال کم شدن است و هوارانی ها به زودی کاملا از روی زمین محو می شوند.


قبیله هولی

مردمان هولی | فرهنگی رنگارنگ رو به نابودی

یکی از اصلی ترین ویژگی های سفر، آشنایی با مردمان جدید و دیدن آداب و رسوم آن ها از نزدیک است. تا زمانی که به دیگر کشورها نروید و با مردم جدید نشست و برخاست نداشته باشید، نمی توانید با آن ها و روش زندگی شان آشنا شوید.

در مناطق مختلف جهان افرادی حضور دارند که هنوز به سبک انسان های اولیه روزگار می گذرانند یا حتا قبیله هایی هستند که رسم هایی باورنکردنی در میان شان رایج است. شاید تصور کنید با پیشرفت تکنولوژی و مدرنیزه شدن جامعه جهانی، دیگر زندگی قبیله ای وجود ندارد و همه علاقه مند هستند که در شهرها و در میان آسمان خراش های سر به فلک کشیده زندگی کنند؛ اما هنوز هم انسان های بسیاری وجود دارند که به صورتی بسیار ابتدایی امرار معاش می کنند.

حتما وقتی درباره قبیله ها و آداب خاص زندگی آن ها می شنوید ذهن تان به سوی آفریقا می رود؛ اما بر خلاف تصورتان، امروز می خواهیم شما را با مردمانی آشنا کنیم که از آفریقا فاصله بسیار دارند و در نزدیکی کشور مدرن استرالیا و در کشور پاپوآ گینه نو زندگی می کنند. به پاپوآ گینه نو خواهیم رفت و در میان اقوام هولی به گشت و گذار می پردازیم. آن ها از حدود ۱۰۰۰ سال پیش در محل زندگی امروزشان می زیستند و حالا هم به افکار و عقیده های پیشین شان کاملا پای بندند

مردمان هولی | فرهنگی رنگارنگ رو به نابودی

چرا قبیله هولی؟

هنوز طبق سنت های دیرینه خود زندگی می کنند.

نوع زندگی آن ها بسیار جالب است.

چهره های شان را به سبکی خاص تزیین می کنند.

از روش های کاملا ابتدایی برای امرار معاش استفاده می کنند؛ مثل شکار، کشاورزی و ماهی گیری.

آشنایی با مردمان هولی | The Huli

مردمان هولی

هولی یا هارولی (Haroli) نام قومی ست که در مناطق کورابا (Koroba)، مارگاریمایا (Margaraima) و کومو (Komo) در پاپوآ گینه نو زندگی می کنند. طبق تاریخ شفاهی، آن ها ۱۰۰۰ سال است که در پاپوآ گینه نو ساکن شده اند و شمارشان به ۹۰،۰۰۰ تن می رسد. هولی ها به زبان های هولی، توک پیسین و انگلیسی صحبت می کنند و برخی از آن ها زبان اندونزیایی را نیز می دانند.

در پاپوآ گینه نو قبیله های بسیاری وجود دارند که یکی از بزرگترین آن ها هولی ها هستند. در حقیقت مردمان هولی بزرگترین گروه فرهنگی در سراسر پاپوآ گینه نو به شمار می آیند و تاریخ شفاهی آن ها نقش بسزایی در شناخت پیشینه ساکنان پاپوآ گینه نو دارد. در سال های اخیر بعضی از تاجرانی که به پاپوآ گینه نو رفت و آمد دارند، تلاش کرده اند تا تاریخ هولی ها را مکتوب کنند؛ اما هنوز هم اغلب پیشینه آن ها نانوشته باقی مانده است.

جالب این که بدانید تا سال ۱۹۳۴ میلادی هیچ فرد اروپایی از وجود هولی ها در پاپوآ گینه نو خبر نداشت؛ اما در این سال، تعدادی از اهالی اروپا که به طمع یافتن طلا به پاپوآ گینه نو سفر کرده بودند، توسط اهالی این سرزمین کشته شدند و همین موضوع باعث شد تا نام هولی ها و کشور پاپوآ گینه نو در اروپا بر سر زبان ها بیفتد.

مردمان هولی امروزه بیشتر در ارتفاعات جنوبی پاپوآ گینه نو ساکن هستند و با کشاورزی و شکار قوت روزانه خود و اعضای خانواده شان را تامین می کنند. پسرهای نوجوان این قبیله نیز از ۳ تا ۱۸ سالگی در مدرسه تحصیل می کنند؛ مدارسی که با تصورات شما بسیار متفاوت است. آن ها در طول دوران تحصیل شان درس مردانگی و شجاعت را می آموزند.

آشنایی با روش زندگی مردمان هولی

بر خلاف بسیاری از قبیله های دیگر، هولی ها به نظام خانواده بسیار پایبندند و این موضوع را می توان در تک تک رفتار آن ها مشاهده کرد. مردهای این قبیله تمام تلاش خود را به کار می گیرند تا خانواده خود را از همه لحاظ تامین کنند؛ آن ها در زمین های کشاورزی سخت کار می کنند و به پرورش گیاهان می پردازند. جالب است بدانید که آن ها در همه حال به همسرشان وفادار می مانند؛ حتا اگر همسر آن ها مدت طولانی از قبیله دور باشد.

پسرهای قبیله از کودکی با امور مردانه و اهمیت نقش خود در خانواده آشنا می شوند. آن ها باید از ۳ سالگی تحت آموزش قرار بگیرند و فنون رزمی و نگهبانی را بیاموزند. برخی از آن ها را به مکان هایی دور افتاده می فرستند تا از مادرشان و دیگر زنان و دختران قبیله دور باشند و همه تمرکزشان روی آموختن روش های جوانمردی باشد.

بیشتر هولی ها علاقه مند هستند که فرزند پسر داشته باشند تا آن ها را در امور زندگی یاری کند و برای این کار از سحر و جادو و داروهای مختلف استفاده می کنند. هولی ها مرز مشخصی برای هر خانواده مشخص می کنند و اغلب آن را با کندن آبراهه هایی از هم تمیز می دهند و پسرها نیز در انجام این امور نقشی مهم دارند.

همه هولی ها زیر نظر یک رهبر اصلی زندگی می کنند و این رهبر بنا بر شجاعت، مهارت در جنگ و داشتن مال و اموال بیشتر انتخاب می شود و رهبری به هیچ وجه به صورت موروثی انتقال پیدا نمی کند. عدالت در میان مردمان هولی اهمیت بالایی دارد؛ اما در بسیاری از مواقع اختلاف نظرهای شخصی میان افراد آن باعث جنگ های خونین می شود و زمانی که نبردی رخ بدهد گروه های گوناگونی را درگیر می کند.

آداب و رفتارهای اجتماعی مردمان هولی

همه رفتارهای مردمان هولی بر مبنای حفظ قبیله، شجاعت و مردانگی است و آن ها برای پایبندی به این امور، رفتارهای خاصی را انجام می دهند. در این قسمت قصد داریم کمی جزیی تر با آداب اهالی این قبیله آشنا شویم.

۱- پوشاک و تزیینات چهره | ظاهری رنگارنگ

چهره و لباس های مردمان هولی بسیار خاص و هنرمندانه است. زنان و مردان این قبیله زمان زیادی را صرف زیبا کردن اعضای بدن خود می کنند و تصور ویژه ای نسبت به هنر و زیبایی دارند. آن ها تقریبا هر روز، رنگ های مختلفی را برای زیبا کردن صورت خود به کار می برند. گذاشتن نقطه هایی به رنگ قرمز و زرد در گوشه های چشم، پلک و گاهی نوک بینی از مهم ترین کارهای روزانه شان به شمار می رود. اگر جشن خاصی پیش رو باشد همه اعضای قبیله موظف هستند که سراسر بدن خود را نقطه گذاری و رنگ کنند.

لباس مردان این قبیله یک کمربند ضخیم دارد که آن را با دست می بافند و اغلب به رنگ زرد و قرمز است. دور تا دور کمربندها را با پرهای کوتاه و بلند تزیین می کنند و چند لایه پر را روی هم قرار می دهند، البته بعضی ها هم از پوست حیوانات دامنی دوخته و می پوشند و خود را به دردسرهای یافتن پر نمی اندازند. در مواقع برگزاری مراسم عروسی تزیین های پوشش مردان از این هم بیشتر می شود تا هنگام رقص حسابی جلوه گری کنند.

برای زیباتر کردن لباس ها از برگ گیاه کوردیلین ترمینالیس (cordyline) یا همان درخت خوشبختی نیز بهره می گیرند. برگ هایی که به رنگ قرمز و زردِ درخشان هستند، بیشتر مورد توجه هولی ها قرار می گیرند. اگر هم بخواهند سلیقه بیشتری به خرج بدهند، از لا به لای پر و برگ ها، رشته هایی از الیاف بافته شده را آویزان می کنند. با نگاه کردن به پوشاک هولی ها شاهد نمایشی از طبیعت، خلاقیت و هنر خواهید بود.

سبک و سیاق آذین بندی چهره هولی ها به همین جا ختم نمی شود؛ آن ها همه اجزای صورت شان را هم با دقت تمام می آرایند. گوشواره و گردنبندهای دست سازشان را می آویزند و با دندان ها خوک و دیگر جانوران برای خود زیورالات گوناگونی تهیه می کنند. مردان هولی هر روز باید همه زیورآلات خود را بیندازند، کمربندشان را سفت کرده و خنجرشان را هم از آن بیاویزند. از همه مهم تر، موهاست؛ در قبیله هولی همیشه باید موهایی آراسته داشت. موها را با پر، گل و خزه درخت ها زیبا می کنند و گاهی هم کلاه گیس های خود را بر سر گذاشته و بیرون می روند.

هر فرد در قبیله هولی صورتش را به صورت منحصر به فردی رنگ می کند. مردها برای درخشان کردن بدن خود، مقدار فراوانی روغن درختی روی بدن شان می ریزند به صورتی که کاملا خیس می شوند.

پوشاک بانوان هولی نیز جالب است. زنان قبیله دامن های ریش ریش بلندی می پوشند که باید حداقل تا زانو باشد. گذشته از دامن های شان که با هر شی زیبایی آن را تزیین می کنند، آذین بندی ناف هم برای آن ها حایز اهمیت است. زنانی که کودک شیرخوار دارند در قسمت پشت خود، کیسه ای همانند کوله می بندند تا نوزاد خود را در آن قرار دهند. اجباری برای پوشاندن بالاتنه در میان زنان هولی وجود ندارد؛ اما اغلب آن ها لباس های دست بافتی به تن می کنند که با گلِ انواع گیاهان زیباسازی شده اند. بعضی وقت ها در میان مردها هم بستن کوله های بافتنی رواج پیدا می کند و آن ها از این کوله ها برای حمل تنباکو، سیگار، رنگ، آینه، سیب زمینی و پول استفاده می کنند.

۲- رقص هولی

و اما رقص مردمان هولی که بسیار زیباست و برای مردم این قبیله با اهمیت. آن ها در مراسم مختلف، رقص های گوناگونی را انجام می دهند. مردها همه تلاش خود را به کار می گیرند تا خود را به بهترین وجه ممکن رنگ آمیزی کرده و برقصند. در میان دختران این قبیله هم رقصیدن رواج دارد؛ اما رقص هایی از کشورهای دیگر هم میان آن ها رسوخ کرده است. از مهم ترین جشن هایی که هولی ها در آن می رقصند می توان به عروسی، به کارگیری جادوهای جدید، باروری و زایمان و روایت داستان ها اشاره کرد. جالب این که امروزه نشانه هایی از رقص های هولی در میان مردم مالزی نیز به چشم می خورد.

رقص این قبیله از پرش های متوالی تشکیل می شود که آن را به صورتی مرتب و با ریتم خاصی انجام می دهند. مردها بر طبل های بزرگ می کوبند و همه با لباس های پر زرق و برق شان شروع به جست و خیز می کنند. هولی ها در بعضی مواقع برای زیباتر کردن خود به هنگام رقص، زیاده روی می کنند برای مثال دیده شده که آن ها از پرهای خونین پرنده ها استفاده کنند یا اعضای بدن جانوران تازه کشته شده را به خود آویزان کنند. اگر به رقص های گوناگون علاقه مند باشید حتما می دانید که رقصنده های مالزی و گوما (Gomia) در هند، بدن های خود را در زمان رقص با رنگ های زرد و قرمز رنگ آمیزی می کنند، این کارشان برگرفته از قوم هولی گینه نو است.

۳- تحصیل | مدارس جالب هولی ها

مردمان هولی به مدارس رسمی نمی روند به همین خاطر همگی بی سواد و اغلب فقط زبان قبیله را بلد هستند و حتا زبان ملی گینه نو را هم نمی دانند. هولی ها مدرسه های مخصوص به خود را دارند که در آن ها به پسرها آموزش هایی داده می شود.

پسر بچه ها اجازه دارند تا ۷ یا ۸ سالگی با مادر خود زندگی کنند؛ اما از آن پس باید پیرو فرمان های پدرشان باشند. پدرها هم اجازه دارند که چند سالی فرزندشان را تربیت کنند؛ اما وقتی کودک به سن ۱۴ یا ۱۵ سالگی رسید حتما باید به مدرسه برود. این مدارس شبانه روزی هستند و نوجوانان تا از مدرسه فارغ التحصیل نشوند اجازه بازگشت به خانه را نخواهند داشت. مدرسه پسر بچه ها گاهی تا ۱۰ سال طول می کشد، البته توجه داشته باشید که بسیاری از هولی ها فرزندان خود را از ۳ سالگی به مدرسه می فرستند.

در مدرسه به دانش آموزان هولی اصول لباس پوشیدن، بلند کردن و تزیین مو، جمع کردن پَر و سفت کردن عضله ها را می آموزند.

یکی از معلمان هولی درباره مدرسه های این قبیله می گوید:

برای ورود به مدرسه، خانواه پسر باید ۸۰ دلار استرالیا (معادل ۳۲۱,۴۴۰ تومان) یا یک خوک به معلم بدهند و با این مقدار پسرشان می تواند ۱۸ ماه در مدرسه آموزش ببیند. در این مدت به پسر، چگونگی بافت کلاه گیس آموزش داده می شود و اگر پدر و مادرها بخواهند که بچه آن ها بیشتر در مدرسه بماند باید دوباره مبلغی را پرداخت کنند. خوک در این قبیله نقش مهمی دارد و از آن برای هدیه دادن در عروسی یا رفتن به مدرسه استفاده می شود.

هر کسی اجازه ورود به مدرسه را ندارد و شرط اولیه برای این کار باکره بودن پسر است، معلم این قبیله درباره این قانون چنین می گوید:

پیش از این که دانش آموزان وارد مدرسه شوند، مجبورم که یک طلسم بسیار قوی را روی آن ها بگذارم و این طلسم روی افرادی که باکره نباشند عمل نمی کند.

وقتی درباره مدرسه رفتن زن ها از این معلم سوال می کنند، می خندد و می گوید:

البته که نه، زن ها به مدرسه نمی روند چون کلاه گیسی ندارند که بافتنش را یاد بگیرند.

بعد از ورود هر پسر به مدرسه، مراسم خاصی برپا می شود و در آن به انجام رقص های به خصوصی می پردازند که برای تازه واردها کمی ترسناک به نظر می رسد. بعد از رقص نوبت به جادو می رسد، سرپرست مدرسه در لوله های درخت بامبو تف می کنند و در آخر چوب را به داخل نهر آب می اندازند و دانش آموز تاره وارد باید خود را در نهر بشوید تا پاکیزه شود. در این مدارس، پسر بچه ها را مجبور می کنند که روزی سه بار همه موهای خود را بشویند به همین خاطر است که اغلب، مدرسه ها را در کنار رودخانه بنا می کنند تا همه به راحتی به آب دسترسی داشته باشند.

از دیگر نکته هایی که پسرهای محصل در این قبیله باید رعایت کنند، رژیم غذایی است. آن ها از خوردن بعضی از غذاها منع می شوند، خوراکی هایی مثل قلب خوک، غذاهای چرب یا خیلی تند.

وقتی دانش آموزان این مرحله ها را پشت سر گذاشتند باید به قوی کردن بدن شان اهمیت دهند به همین دلیل آن ها مجبور هستند که روی تکه های باریکی از چوب بایستند یا گردن و آرنج های خود را روی چوب های نوک تیز قرار بدهند. آن ها زمان زیادی را هم به شانه کردن موهای خود اختصاص می دهند.

بعد از این که پسرها ۱۸ ماه در مدرسه ماندند، موهای شان از ته کوتاه می شود و با همان موهای خود شروع به بافتن کلاه گیس می کنند و در این راستا از راهنمایی های معلم های خود بهره می برند. به مرور زمان تعداد کلاه گیس ها زیادتر می شود و هر کس چند کلاه گیس را به خود اختصاص می دهد. مهم نیست که چه کسی چند کلاه گیس دارد؛ اما هر کس پیش از ازدواج باید لااقل یک کلاه گیس را از آن خود کرده باشد. بعضی ها چند کلاه گیس خود را زیباتر تزیین می کنند و آن ها را برای مراسم های تشریفاتی کنار می گذارند. برای بافت کلاه گیس های تشریفاتی نهایت هنرشان را به کار می گیرند و گاهی از چند سبک مختلف برای بافت آن ها استفاده می کنند.

اولین کلاه گیس دانش آموزان اغلب توسط فردی به نام ناپاتا (Napata) به بازار برده شده و به فروش می رسد. قیمت گلاه گیس های معمولی به ۴۰۰ دلار استرالیا (معادل ۱,۶۰۷,۲۰۰ تومان) هم می رسد؛ اما کلاه گیس های تشریفاتی حدودا ۹۰۰ دلار استرالیا (معادل ۳,۶۱۶,۲۰۰ تومان) قیمت گذاری می شوند. پول هایی که از فروش کلاه گیس به دست می آید به دانش آموزها بازگردانده می شود تا از آن برای برپایی مراسم عروسی خود استفاده کنند.

هنگامی که دانش آموز همه مراحل مدرسه را با موفقیت پشت سر گذاشت، صورت او را با یک لایه رنگ آجری نقاشی می کنند و او اجازه دارد که با همین چهره به میان قبیله بازگردد و به دنبال همسر مورد علاقه خود بگردد. درباره معلم های مدرسه نیز باید بدانید که هر کسی نمی تواند این سِمت را از آن خود کند و تنها افراد خاصی که از جادوهای کهن سر در می آورند می توانند به دانش آموزها درس بدهند.

۴- خوراک مردمان هولی

همان طور که قبل تر هم اشاره کردیم شغل اصلی اهالی قبیله هولی کشاورزی ست و از همین راه هم امرار معاش می کنند. آن ها طرفدار پر و پا قرص سیب زمینی شیرین هستند و این محصول را در طیف وسیعی می کارند. تقریبا در همه غذاهای آن ها سیب زمینی وجود دارد. از دیگر محصولات آن ها می توان به کلم و ذرت اشاره کرد. در قبیله های هولی زنان وظیفه کشاورزی را بر عهده دارند و مردها به شکار می روند و با آن که تعدادی از هولی ها همیشه به شکار مشغول هستند، اما کمتر از گوشت حیوانات در خوراک های خود استفاده می کنند. آن ها ترجیح می دهند که از اعضای بدن جانوران برای ساخت لباس یا زیورآلات استفاده کنند.

وقتی خاک زمین های کشاورزی خاصیت خود را از دست می دهد، هولی های کشاورز مجبور می شوند که درخت ها را قطع کرده و برای خود زمینی نو دست و پا کنند و همین کار آن ها باعث شده که جنگل های اطراف شان کم شود.

۵- ازدواج در میان هولی ها

پسرهای جوان بعد از گذراندن دوران مدرسه می توانند همسری اختیار کنند. جالب این که در قبیله هولی زن ها در خانه هایی جدا از مردها زندگی می کنند زیرا آن ها معتقدند که در رگ های بانوان شان خونی آلوده جریان دارد، خونی که می تواند برای مردها مرگ آور باشد به همین دلیل زن ها را نوعی تهدید بیولوژیکی برای خود می پندارند و علاقه ای برای زندگی کردن با آن ها ندارند.

داشتن چند زن هم در این قبیله برای مردها بسیار عادی ست. زنان جایگاه اجتماعی بالایی در این قبیله ندارند و حتا مردان گاهی فکر می کنند که آن ها حامل بیماری هایی هستند به همین خاطر، روی عروس روغن برخی از گیاهان را می ریزند تا خود را از شر بیماری ها رها کنند. اگر پسری قصد ازدواج داشته باشد باید ۳۰ خوک را به خانواده عروس بدهد تا دختر مورد نظر خود را بخرد. اگر پسری این قدر خوک نداشته باشد می تواند خوک ها را به صورت قسطی پس از ازدواج به خانواده عروس پرداخت کند.

هنگامی که یک پسر، دختر مورد علاقه خود را خرید می تواند او را کتک زده و از او انتظار داشته باشد که ۱۰ ساعت روی زمین کار کند و دختر هم حق اعتراض ندارد. طلاق هم میان هولی ها وجود دارد؛ اما خیلی شایع نیست، بیشترین دلیل که میان آن ها باعث طلاق می شود، تجدید فراش مردهاست.

۶- جنگ به سبک هولی ها

در میان اعضای قبیله های هولی جنگ های زیادی در می گیرد، با این که بزرگان آن ها همیشه خواستار صلح و آرامش هستند. بیشتر جنگ هایی که بین مردان هولی در می گیرد بر سر خوک، زن و زمین است.

هنگامی که مردهای قبیله به بدنشان گل رس می مالند بوی جنگ به مشام می رسد زیرا مردهای قبیله در هنگام جنگ به بدن های شان گِل رُس می مالند تا نشان دهنده آغاز درگیری باشد. یکی از جالب ترین نکته ها در جنگ های آنان، این است که هر کس موهای بلندتری داشته باشد، قوی و باتجربه تر به حساب می آید.

M

آشنایی با تاریخچه مردمان هولی

در سال ۱۹۳۰ میلادی کاوشگران اروپایی برای اولین بار به پاپوآ گینه نو رفتند. آن ها شنیده بودند که بومیانی عجیب، در ارتفاعات این سرزمین زندگی می کنند. کاوشگران، مناطق مورد نظرشان را خوب جستجو کردند؛ اما تعداد کمی از هولی ها را یافتند که شمارشان به ۳۰,۰۰۰ تن می رسید. جستجوها ادامه پیدا کرد تا این که آن ها مردمان هولی را در کوه‌پایه ها و دره ها یافتند. اروپایی ها از این کشف خود شگفت زده شدند زیرا تعداد هولی ها به بیش از ۱ میلیون نفر می رسید و آن ها در نهایت آرامش به کشاورزی مشغول بودند.

تا سال ۱۹۳۴ میلادی فقط یک گروه کاوشگر خارجی به حوزه استحفاظی هولی ها رفته بودند. این گروه را دو ماجراجو به نام های جک هایدز (Jack Hides) و پیتر اُ مالی (Peter O Malley) رهبری می کردند، این افراد در حقیقت کسانی بودند که هولی ها را به جهانیان شناساندند. آن ها برای شناختن بیشتر این بومی ها و کشف دیگر مناطق زندگی شان دو هفته را به صورت پنهانی در اطراف هولی ها زندگی کردند و بارها نیز مورد حمله آن ها قرار گرفتند.

شاید باورتان نشود اما پژوهش های اخیر نشان داده اند که سبک زندگی هولی ها از سال ۱۹۳۰ تا کنون تغییر چندانی نکرده است. تاری (Tari) نام یکی از دور افتاده ترین مناطق کوهستانی پاپوآ گینه نو است که اهالی آن حتا بیشتر از بقیه مردمان هولی به عقاید سنتی خود پایبند هستند.

هولی ها بزرگترین گروه قومی پاپوآ گینه نو هستند که در ارتفاعات و دره ها زندگی می کنند. نکته جالبی که از دیرباز درباره آن ها وجود داشته این است که هولی ها از نظر مسافت، فاصله کمی با تمدن و دنیای مدرن امروزی دارند؛ اما ترجیح می دهند که هنوز هم به روش نیاکان خود و در انزوا زندگی کنند. در سال ۱۹۵۰ میلادی تعدادی مبلغ مسیحی به میان هولی ها رفتند اما در ارشاد آن ها به موفقیت چشم گیری دست نیافتند.

فرهنگ مردمان هولی در چند قدمی نابودی

شاید برای شما هم این سوال پیش آید که چگونه هولی ها تا حالا فریب تکنولوژی را نخورده اند و مانند کشورهای همجوار تمدن جدیدی به دست نیاورده اند؛ حتا در منطقه تاری که یکی از مهم ترین پایگاه های هولی هاست نیز ساخت و سازهای زیادی در حال انجام است پس چطور آن ها هنوز هم به شیوه گذشتگان زندگی می کنند؟

یکی از اعضای این قبیله در رابطه با این سوال ها چنین گفته است:

در گذشته در هر دوره ۲۰ الی ۳۰ دانش آموز به مدرسه می رفتند؛ اما حالا تقریبا ۱۰ تن یا حتا کمتر به مدرسه می روند. این روزها مردم ترجیح می دهند که به مدرسه های دولتی بروند چون احساس می کنند به آموزش چیزهای دیگری هم نیاز دارند. من می دانم که آموزش عالی برای آن ها مفید است اما متاسفم که نمی توانم به آن ها کمکی کنم.

با تحصیل هولی ها در مدرسه های دولتی، کم کم از قبیله خارج شده و در مناطق دیگر زندگی خود را از سر می گیرند و همین موضوع دلیلی شده تا آرام آرام شمار هولی ها کمتر شود.

حقایقی جالب درباره مردمان هولی

ظاهر رنگارنگ و لباس های پر زرق و برق اهالی هولی به خودی خود جالب هستند؛ اما در این قسمت نگاهی داریم بر حقایقی درباره این مردم.

آن ها معتقد هستند که همه افراد قبیله از نسلِ فردی به نام هولی، پسر هِلا (Huli son of Hela) هستند و می گویند پس از هولی، چهار برادر وجود داشتند که هر یک به قسمتی از پاپوآ گینه نو رفتند و در آن مکان ها نسلی را به وجود آوردند.

اروپایی هایی که برای اولین بار به مقر هولی ها رفتند چندین بار مورد حمله های وحشیانه قرار گرفتند؛ اما اروپایی ها دست بردار نبودند و در سال ۱۹۵۰ چند مبلغ مسیحی به سوی هولی ها رفتند تا آن ها را هدایت کنند.

هولی ها مانند بسیاری از قبیله های کهن دیگر یک رهبر واحد ندارند و کسی که از نظر همه مورد قبول باشد، زمام کارها را به دست می گیرد.

خیلی وقت ها خوک ها جایگزینی برای پول در میان هولی ها هستند و این بومیان برای خرید زمین، برگزاری عروسی، معافیت از مرگ و برپایی مراسم دیگر خوک هایی را داد و ستد می کنند. آن ها خوک ها را نمی خورند مگر آن که در وضعیتی بحرانی به سر ببرند.

هولی ها یکی از بهترین خواننده ها در سراسر گینه نو هستند.

مردمان این قبیله به ندرت از سپر در جنگ های شان استفاده می کنند.

بر خلاف تصور عامه، هولی ها آدم خوار نیستند؛ ولی بسیاری از قبیله هایی که در جنوب اقیانوس آرام زندگی می کنند، هم نوع خود را نیز می خورند.

در زمان جشن های گوناگون اغلب همه اعضای قبیله در کنار هم جمع می شوند و همه لباس های سنتی خود را به تن می کنند.

مهم ترین دلیل که هولی ها را به مشهورترین قبیله گینه نو تبدیل کرده است، چهره های زرد رنگ آن هاست.

سلاح اصلی مردان هولی تبر یا نیزه های دست ساز است.

هر قبیله هولی ممکن است از چندین قبیله کوچک تر تشکیل شده باشد.

هولی ها راز رشد موهای قوی و خوب را جادوهای قدرتمند می دانند.

اهالی این قبیله گاهی آن قدر در ساخت کلاه گیس های شان اغراق می کنند که سر آن ها شبیه به یک قارچ بزرگ می شود.

محدوده زندگی مردمان هولی

توصیه می کنیم که به تنهایی وارد محدوده اقوام هولی نشوید. با این که یک گروه پلیس استرالیایی از گردشگران حوزه استحفاظی هولی ها مراقبت می کند اما باز هم حتما از راهنماهای بومی کمک بگیرید.

باید بدانید که امروزه بسیاری از هولی ها از لباس های معمولی و مدرن استفاده می کنند تا بتوانند در میان جوامع دیگر رفت و آمد کنند و از لباس محلی خود تنها در زمان های مراسم گوناگون استفاده می کنند بنابراین در سراسر گینه از توهین کردن به آن ها بپردازید.

سخن آخر

با هم کمی با اهالی قبیله های هولی در گینه نو آشنا شدیم. هیچ فکرش را می کردید که هنوز هم افرادی روی کره زمین وجود داشته باشند که تا این حد سنتی زندگی کنند؟ آیا قبیله هایی نظیر هولی می شناسید؟


مردمان روستای کالاش

مردمان روستای کالاش | کافران سیاه پوش پاکستان

امروزه با پیشرفت تکنولوژی و فناوری و ازدیاد شهر نشینی اغلب از فرهنگ و تمدن گذشتگانمان فاصله گرفته ایم و حتی شاید اطلاعات چندانی در رابطه با آداب و رسوم آنان هم نداشته باشیم. این داستان غم انگیزی است که متاسفانه اغلب ما با آن دست و پنجه نرم می کنیم.

مردمان روستای کالاش

اما در جای جای دنیا هنوز هم قبایل و اقوامی هستند که رسومات کهنشان را حفظ کرده اند و با تعصب زیادی همانند پدرانشان زندگی می کنند. کارناوال تصمیم گرفته است نزد این قبایل قدیمی برود و با آداب و رسومشان آشنا شود. قطعا نکات جالبی در شیوه ی زندگی آنان وجود دارد که هنوز هم می تواند راهنما و الگوی ما باشد.

مردمانی را برگزیدیم که محل زیستشان در نقطه ای دور افتاده در کشور پاکستان است. این ملت که هنوز هم کاملا مانند اجدادشان امرار معاش می کنند کالاش نام دارند؛ قومی با آداب و رسوم و اعتقادات جالب و فوق العاده که ریشه ای آریایی دارند.

چرا کالاش؟_ کالاش ها از کهن ترین اقوام آسیا هستند.

نوع پوشش و آداب و رسوم خاص این قوم دیدنی است.

آشنایی با مردمان کالاش

در کوه های پر فراز و نشیب هندوکش پاکستان در منطقه ای که چترال ( Chitral ) نام دارد، روستایی قرار گرفته که به روستای کالاش ( Kalash ) معروف است. درحقیقت این روستا در منطقه ی مرزی پاکستان و افغانستان قرار دارد. رفتن به کالاش کار آسانی نیست و باید از مناطق پر فراز و نشیبی عبور کنیم، حتی رفت و آمد به این روستا راه آسفالتی هم وجود ندارد و اتومبیل ها قادر به رفتن به این ناحیه نیستند.

ظاهر روستای کالاش هنوز هم بافت قدیمی دارد؛ خانه هایی ساخته شده از سنگ و چوب و گل دست ساز، که رنگ هایی تیره و به ظاهر غمگین دارند. در این روستا حدودا ۶,۰۰۰ نفر زندگی می کنند ( این عدد بر اساس عقیده ی گردشگرانی که به این ناحیه رفته اند ۳ الی ۴ هزار نفر می باشد ). آن ها یکی از بزرگ ترین اقلیت های پاکستان محسوب می شوند، اما به شیوه ای متفاوت با تمام پاکستانی ها ... روشی جالب و حیرت انگیز .

به روستا که وارد می شویم گویا از همه ی نا آرامی ها و جنگ و خون ریزی دور می شویم و به منطقه ای پر از صلح و آرامش می رسیم، مردمانی آرام که لباس هایی رنگارنگ دارند و بر خلاف تصوری که خانه های تیره و محل زندگیشان القا می کند، همگی لبخند می زنند. آنها در دنیایی کاملا متضاد با جهان اطرافشان زندگی می کنند و همین سبب شده تا توجه اروپائیان و غربی ها را به شدت به خود جلب کنند. در واقع آن ها به اعماق کوه های صعب العبور پناه برده اند تا بتوانند آن گونه که اعتقاد دارند زندگی کنند.

در این روستا هنجار شکنی موج می زند؛ کالاشی ها اغلب چشمانی سبز و آبی دارند با موهای بور و مشکی که موهایشان را می بافند و یا با تل هایی بافته شده می آرایند و در چند ردیف می بافند، زیبایی چهره و لباس های مردمان کالاش معروف و زبان زد است.

کار و درآمد قوم کالاش

طوایف کالاش یا کلاش های ساکن در این روستا اعتقاد دارند که باید در تمامی ابعاد زندگی پیرو اجدادشان باشند و این یکی از دلایلی است که سبب شده از طریق کشاورزی و دام پروری امرار معاش کنند، آنان محصولات گوناگونی مثل زردآلو، توت و گردو، ذرت، سبزیجات و چای را در زمین های کوهستانی می کارند اما به دلیل شرایط نه چندان مساعد آب و هوایی منطقه محصولشان آن قدری نیست که حتی کفاف خوراک روزانیشان را بدهد. محصولات به دست آمده از زمین ها اگر قابل خشک کردن باشند خشک می شوند و برای خوراک زمستانی انبار می کردند و اگر هم نتوانند آن را خشک کنند روزانه مصرف می کنند.

بیشتر خوراک این مردمان از طریق محصولات دامی و لبنی می باشد و یا از شهرهای اطراف خریداری می شود. کالاش ها سعی می کنند تا جایی که در توانشان است از محصولات و دست رنج خودشان استفاده کنند تا خوراکشان را از مناطق دیگر بخرند. آنها علاوه بر دام زنبور نیز نگهداری می کنند و از عسلشان استفاده می نمایند، زنان کالاشی هم خیاطی می کنند و لباس هایشان را خودشان می دوزند و کمک خرج مردان روستا هستند و گاهی هم حتی لباس هایشان را به مناطق دیگر می برند و می فروشند.

فرهنگ کالاشی ها

مردمان کالاش دارای فرهنگ و تعصبات خاص و منحصر به فردی هستند و همین علتی شده تا کارناوال به زندگی آن ها بپردازد. اقوام کالاش اعتقادات مذهبی سفت و سختی دارند و همگی به آن پایبندند. پوشش و رفتار های ویژه ای دارند که یک به یک به آن ها می پردازیم.

تا چند سال پیش اهالی روستای کالاش رفتاری خجالتی نسبت به توریستانی داشتند که به روستایشان می آمدند، اما امروز روند رو به رشدی دارند. هنوز هم برخی از آن ها از توریستان و دوربین عکاسی پنهان می شوند اما می توان بینشان رفت و کمی با آدابشان آشنا شد.

بررسی آداب کالاش

به دلیل فرهنگ و قدمت طولانی مردمان کالاش بررسی آداب و رسوم آن ها با همه ی جزئیات کار دشواری است، به همین دلیل آداب و رسوم این روستا را به بخش های گوناگونی تقسیم کردیم و در ادامه به آن ها می پردازیم:

۱ ) مذهب

همانطور که احتمالا می دانید دین رسمی کشور پاکستان اسلام است و بسیاری از مردمان پاکستان اقوام کالاش را مرتد، بی دین و کافر می دانند. حقیقت این است که خلاف تصور عامه، مردمان کالاشی به خدا اعتقاد دارند و پروردگار که زندگی را خلق کرده است ( ḍezáw ) را قبول دارند. اما مشکل اقوام دیگر با آن ها بر سر این موضوع است که آن ها علاوه بر پروردگار به خدایان دیگر مانند خدای کار، خدای خانواده و ایندر ( خدایی که چهره های مختلف دارد ) هم معتقد هستند. دین مردم کالاش ریشه در مذهبی دارد که پیش از اسلام رواج داشته است، آن ها اقوامی خرافاتی هستند که به ارواح و پریان زیادی هم اعتقاد دارند.

یکی از مقدسات مردمان کالاش بز است. برای آنان بز اجر و قرب زیادی دارد و یکی از دلایش مهم این امر همراهی این حیوان با ساکنان روستا در همه ی فصول سال و شیر دهی آن است. این حیوان در برخی مراسمات مهم قربانی می شود که نماد اهمیت آن مراسم و جلب توجه خدایان است. برخی از روستائیان مجسمه هایی ساخته شده از چوب که به شکل سر بز هستند را هم بر سر در خانه هایشان می زنند و از آن به عنوان تزیین هم استفاده می کنند.

به قوم کالاش لقب کافران سیاه پوش هم داده اند، این نام گذاری به دلیل پوشش زنان این قبیله است. اگر با دقت نگاه کنید همه ی پارچه های لباس زنان کالاشی سیاه است و با گل دوزی و استفاده از دیگر پارچه های رنگارنگ تزئین شده است. لباس هایی بلند با دامن های چین دار و کشیده به رنگ سیاه، تنها دلیل نام گذاری آنان است.

از دیگر دلایلی که قوم کالاش کافر تلقیمی شوند آزاد بودن روابط زن و مرد در میان آن ها است و فرار و ارتباط زنان و مردان امری معمول است. ازدواج های پنهانی زیادی هم در بین آن ها اتفاق می افتد حتی زنان شوهر دار هم شامل این فرار و ازدواج ها می شوند. همین اتفاقات سبب به وجود آمدن اختلافات شدید بین خانواده های کالاشی شده است، اما آن ها تمایل دارند به دلیل حفظ اتحادشان با میانجی گری اختلافات را حل و فصل کنند و با صلح در کنار هم باشند.

با تمام این تفاصیل و اعتقادات مردمان روستای کالاش، محققان معتقدند تعداد زیادی از داستان و روایت هایی که کالاشی ها روایت می کنند برگرفته از داستان هایی است که در اسلام وجود دارد؛ البته با تحریف و دخل و تصرف.

اگر فردی در این روستا مسلمان شود باید روستا را ترک کند، به همین دلیل مردانی که مسلمان شده اند و شیخ نامیده می شوند به روستا و مناطق اطراف مهاجرت کرده اند و همین سبب شده تا جمعیتشان رو به پراکندگی رود.

البته در سال های اخیر به جهت فشار دولت پاکستان و اقوام تندرو بسیاری از مردم این روستا ظاهرا به اسلام گرویدند تا از آزار و اذیت دیگر اقوام آسوده شوند اما در آداب و اعتقادات اصلی آن ها اعتقاد به خدایان زیادی وجود دارد که به دلیل طویل بودن مطلب در اینجا به این خدایان اشاره ای گذرا می کنیم:

هندویما Hindu ( خدای خالق ) ایمرا Imra ( خدای مرگ )

سمی گادز semi-gods ( خدایان نیمه ارواح )

ایندرا Indra که نام های بسیار دیگری هم دارد ( خدای آب ها یا باران که وجود رنگین کمان و رعد و برق را نشانه ی وجود او می دانند )

ماهاندئو Mahandeo ( خدای محصولات )

مونجم ملیک Munjem Malik ( خدای زیر زمین ها ) جستک Jestak ( خدای خانواده )

دزالیک Dezalik ( خدای زندگی ) دزائو Dezau ( خدای زایمان )

و ...

۲ ) فرهنگ لباس

لباس ها و پوشش مردمان کالاش آن قدر زیبا و چشم گیر است و در آن ها از رنگ های شاد و سر زنده استفاده می شود که در نگاه اول به راحتی و با سرعت حس شادی و نشاط را به ببیننده القا می کند. در ادامه بیشتر با پوشش لباسشان آشنا می شویم.

_لباس زنان : اقوام کالاش نوعی لباس سنتی مخصوص به خود دارند. زنان تمایل زیادی در رابطه با استفاده از رنگ های شاد و زنده در لباس هایشان دارند که این کاملا سنتی مخالف با دیگر نواحی پاکستان می باشد. بانوان کالاشی به رعایت حجاب اعتقاد ندارند و برای خود محدودیتی برای پوشاندن موی سر قائل نیستند و همین دلیلی است که به آن ها تهمت کافری را نسبت داده اند.

از دیگر مواردی که در پوشش زنان قابل توجه است استفاده از زیور آلات و وسایل تزئینی زیاد در لباس ها است. آن ها آن قدر از انواع زیور آلات استفاده می کنند که گاهی وزن همین تزئینات لباس به بیش از ۲ کیلو می رسد، اما آنان باز هم ابایی از استفاده ی بیشتر ندارند و زیبایی لباس را در همین تزئینات می بینند. تمامی لباس ها با ظرافت و دقت تمام دوخته و گل دوزی می شود.

_لباس مردان : پوشش مردان کالاشی شباهت زیادی به ساکنان دیگر مناطق پاکستان دارد آن ها شلوارهای پاکستانی به پا می کنند و پیراهن هایی جلو بسته و تا حدود زانوهایشان به تن می کنند و اغلب کلاه به سر دارند، رنگ لباس های مردان تمایل به رنگ های تیره دارد خاکستری، قهوه ای و مشکی رنگ های محبوب آنان است اما برخی هم لباس های سفید به تن می کنند، به طور کلی تنوع رنگی در لباس های مردان زیاد وجود ندارد.

۳ ) جشن و مراسم مردمان کالاش

از آن جایی که کالاشی ها سعی بر حفظ فرهنگ و آداب و رسوم گذشتگانشان دارند ، دارای مراسم و جشن هایی هم هستند که همه ریشه در اعتقادات اجدادشان دارد ، آنها یه جشن اصلی دارند یکی در بهار ، یکی در چله ی زمستان و یکی هم در پاییز ، به معرفی جشن های مردمان کالاش می پردازیم :

_ جشن بهار :

به دلیل سرمای هوا در پاکستان و بخصوص مناطق کوهستانی این کشور، مانند روستای کالاش، رفتن زمستان و فرا رسیدن فصل بهار واقعه ای بزرگ برای آن ها است. در زمستان کمتر جشنی در کالاش برپا می شود اما با شروع بهار مراسمی عظیم می گیرند. زنان و مردان کالاش از ماه ها قبل برای جشن بهار که در اردیبهشت ماه انجام می شود آماده می شوند. در این جشن مردان و زنان به شادی، پایکوبی و رقص و آواز می پردازند و با نوشیدنی و خوراکی از هم پذیرایی می کنند، این جشن جوشی ( Zoshi) نام دارد و از نقاط دیگر پاکستان هم برای شرکت در جشن جوشی به روستای کالاش می آیند و با آن ها همراه می شود. اغلب کالاشی ها از این موضوع راضی نیستند و می گویند آن ها هزینه هایشان را نمی پردازند و مزاحم ما هستند. کالاشی ها طوری به مردمان دیگر نقاط پاکستان، پاکستانی می گویند که گویا خودشان از آن ها نیستند و کاملا جدا هستند، با این حال همه ساله باز هم به دلیل محیط و عقاید بسته ی جامعه مردم از دیگر نقاط به این روستا می آیند تا کمی آزاد تر باشند.

یکی از اساسی ترین عناصر در جشن جوشی شیر است، در این مراسم کالاشی ها شیر می نوشند و با ریختن گل های رنگارنگ بر سر یکدیگر به هم تبریک شروع بهار را می دهند.

_ اوچائو | Uchau :

این جشن مختص به زمان برداشت محصولات کشاورزی می باشد. در مراسم اوچائو اعتقاد بر این است که قربانی کردن حیوانات سبب افزایش محصول می شود. به همین دلیل در این مراسم بزهایشان را قربانی می کنند تا تضمین کنند که در سال آینده محصولاتشان زیاد و پربار خواهد بود.

این جشن با رقص و پای کوبی های دسته جمعی زنان و مردان همراه است و در آن خوراکی و انواع نوشیدنی سرو می گردد و تا نیمه های شب تبل کوبیده می شود و همه ی ساکنان روستا به شادی و خوشحالی می پردازند.

_چاموس یا کامس | Caumus :

جشن چاموس مخصوص چله ی زمستان و سردترین و بلندترین روز سال است و مردمان کالاش در این روز گرد هم می آیند و می رقصند و آواز می خوانند و با پای کوبی و شادی شکرانه ی سلامتی حیواناتشان را به جای می آورند . به دلیل شرایط آب و هوایی سخت در این منطقه نگهداری از حیوانات و زنبور عسل بسیار دشوار است و مردمان روستا با تلاش و تحمل سختی های بسیار از دام هایشان مراقب می کنند به همین دلیل این جشن مراسمی مهم محسوب می شود.

این جشن از نظر مراسم و رقص و پایکوبی شباهت زیادی به جشن بهاره دارد اما به دلیل کمبود محصول در زمستان با پذیرائی کمتری انجام می پذیرد و بیشتر در آن به نوشیدن انواع آب میوه و خوراکی های خشک شده که از تابستان ذخیره کره اند می پردازند .

یکی از مواردی که این جشن را متمایز از دیگر مراسم کالاشی ها می کند نقش آتش در آن است. در این مراسم پشته های آتش می سازند و زنان و کودکان شجاع در اطراف آن می گردند و به رقص و آواز می پردازند و از روی آن می پرند. در مراسم آتش افرادی که از نظر قبیله گناه کار و نجس شناخته می شوند حق شرکت ندارن.

مردان هم در مراسم چاموس به دسته های مختلفی تقسیم می شوند و هر یک سعی می کنند آوازی خاص بخوانند، آواز هایی ریتمیک و قالبا خشن و پر شور.

۴ ) گویش و زبان

مردمان کالاش به زبان کالاشی سخن می گویند این زبان زیر گروه خانواده ی زبان هند و اروپایی می باشد و برخی هم آن را زیر گروه گویش چترالی یا کهوار می دانند. این گویش از زبان اردوی کشور پاکستان زیاد دور نیست اما اختلافاتی هم با آن دارد. نام کامل و اصلی زبان آن ها کالشا ( kalasha ) می باشد.

۵ ) آداب ازدواج

ازدواج و روابط زنان و مردان در این قوم ویژه و منحصر به فرد می باشد برای مثال : در اعتقادات مردمان کالاش محدودیتی برای ارتباط زنان و مردان وجود ندارد و اغلب دختران در سنین پایین ازدواج می کنند و به راحتی هم طلاق می گیرند و این معقوله برایشان به امری عادی تبدیل شده است. مردان برای ازدواج با دختران مبلغی پول را به آن ها هنگام اجرای مراسم می پردازند، اگر پس از مدتی زن تصمیم به ازدواج با مردی دیگر را بگیرد همسر دوم باید دو برابر مبلغی که همسر اول به او پرداخته است را به همسر دومی بپردازد تا ازدواجشان رسمی شود. با این حال بسیاری از زنان با همسران دومشان فرار کرده و پس از مدتی به قبیله باز می گردند و به زندگی ادامه می دهند و از طرف قبیله بخشیده می شوند.

مردمان کالاش اغلب با آشنایان و افراد داخل قبیله ازدواج می کنند و اعتقاد دارند، خداوند سه روستا از مردمان کالاش را در سراسر جهان سالم و سلام نگاه داشته تا همیشه با هم ازدواج کنند و باقی بمانند، البته مرکز اصلی کالاش ها امروزه تنها در همین روستا است.

قبایل مشابهی به کالاش ها وجود دارند، مثلا در نپال که اعتقاداتشان بی شباهت به مردمان این روستا نیست اما قابل انکار نیست که اختلافات زیادی هم دارند.

۶ ) خاکسپاری

با آن که مردمان کالاش به پروردگار و یک آفریننده اعتقاد دارند اما روشی خاص برای کفن و دفن و خاکسپاری دارند در واقع آنان مردگانشان را دفن نمی کنند. آن ها مرده را درون تابوتش قرار می دهند و در فضای آزاد رها می کنند تا اجسادشان از بین برود و پس از زمانی نه چندان زیاد چیزی جز چند استخوان از عزیزانشان باقی نمی ماند که آن ها هم اغلب طعمه ی حیوانات می شوند.

موقعیت جغرافیایی

مردمان کالاش در حقیقت در سه دره زندگی می کنند، در این دره ها آب هایی که حاصل از آب شدن برف کوه هاست جاریست، تمامی آب این سه رود در نهایت به رودخانه ی کنر میریزد، این رود در ۲۰ کیلومتری جنوب منطقه ی چترال واقع شده است.

وجود جریان آب در این منطقه سبب حاصلخیز شدن خاک روستا شده است، کالاش داراری جنگل انبوه بلوط می باشد همچنین خاک منطقه برای کاشت ذرت، گندم، انگور، سیب و... بسیار مناسب است.

آب و هوای این منطقه در تابستان معتدل و دلپذیر می باشد، وجود خاک حاصلخیز، هوای مناسب و آب های خروشان و به طور کلی موقعیت جغرافیایی خاص منطقه دلیل بر ماندن مردمان کالاش در این روستا شده است.

اقوام کالاش در گذر زمان

اعتقادات و آداب و رسوم و حتی فرهنگ اقوام کالاش از گذشته های دور تفاوت چندانی نداشته است. یکی از افتخارات آنان این است که حدود ۲۰۰۰ سال آداب و رسومشان را حفظ و نگهداری کرده اند.

تنها نکته ای که می توان از تفاوت های فرهنگی و اعتقادی مردمان کالاش به آن اشاره کرد نفوذ دین اسلام در میان آنان است. در سال های اخیر حدودا نیمی از مردمان کالاش به دین اسلام گرویده اند و به مساجد مناطق اطراف می روند، اما بزرگان این قوم اعلام کرده اند که هر فردی از این قوم به اسلام گرایش پیدا کند باید روستا را ترک نماید و دیگر جایی میان آن ها ندارد، به همین دلیل افرادی که مسلمان شدند اغلب اعتقاداتشان را از دیگران پنهان می کنند.

تاریخچه مردمان کالاش

کالاشی ها مردمانی غنی از لحاظ فرهنگ و آداب و رسوم هستند و به شیوه ای جدا از دیگر پاکستانی ها زندگی می کنند، اما این موضوع که قدمت زندگی آن ها در این روستا به چه سالی باز می گردد دقیقا مشخص نیست، تنها معلوم است که کوچ آن ها به این منطقه در قرن ۱۰ و یازده میلادی بوده است. خودشان اعتقاد دارند که قدمت فرهنگشان ۲۰۰۰ سال می باشد و شکی نیست که اعتقاداتشان شبیه به اعتقادات پیش از اسلام می باشد.

حتی در این موضوع که اصالت مردمان کالاش به چه کسانی باز می گردد هم تا چند سال پیش شک و شبه ی زیادی وجود داشت. برخی معتقد بودند آن ها اصالتا یونانی هستند و برخی دیگر می گویند آن ها هند و اروپایی بوده اند. روش زندگی و آداب و رسوم این مردمان آن قدر جالب و جذاب بود که یک دانشگاه انگلیسی به تحقیق روی آن ها پرداخت تا بتواند ریشه و اصالت درستشان را کشف کند. محققان از روستانشینان کالاش تست DNA گرفتند و به تحقیق و مطالعه و مطابقت ژن آن ها با مناطق مختلف پرداختند. سال ۱۹۶۳ میلادی نتایج تحقیقاتشان در مجله ای در لندن منتشر شد. آن ها دریافتند که در DNA آن ها عناصر مشترک زیادی با مردمان ساکن هیمالیا و یونان وجود دارد. بنابراین بر خلاف ظاهر فریبنده ی کالاشی ها مشخص شد که اصالتا متعلق به یونان هستند، ظاهر آن ها به گله داران ترکیه و سوریه نیز شبیه است.

در حال حاضر برخی معتقدند اصالت مردمان کالاش به سربازان فراری ارتش اسکندر مقدونی ( ۳۷۷ قبل از میلاد ) باز می گردد و آن سربازان فراری به این روستا پناه برده بودند تا جان سالم به در برند، این موضوع تفاوت ظاهری کالاش ها را نیز توجیه می کند. گروه دیگری معتقدند که این مردمان از نسل خود اسکندر مقدنی هستند، با همه ی این تفاصیل هنوز هم عده ای اعتقاد دارند که کالاش ها اصالتا به نسل هند و اروپایی و دوران ودایی قبل از زرتشت ها تعلق دارند و شباهتشان به ایرانیان بیشتر از یونانی ها است و آن ها آخرین قومی هستند که آداب آریایی را زنده نگه داشتند.

از دیگر نکاتی که در رابطه با تاریخ مردمان کالاش قابل توجه است، حمله ای ایست که در سال ۱۹۷۰ میلادی به آن ها شد، همانطور که می دانید کالاشی ها قومی رانده شده از نظر دیگر ساکنان پاکستان می باشند و آنها را افرادی شیطانی و کافر میدانند. در راستای همین تفکر طالبان یک بار به این روستا و روستاهای همجوارش ( مانند نورستان که بزرگ ترین آن ها بود ) که اعتقاداتی مانند کالاش ها داشتند، حمله کرد ؛ این حمله منجر به کشته شدن ۲۰۰۰ نفر و زخمی شدن عده ی زیادی از کالاش ها شد. در این حمله کودکان زیادی هم به قتل رسیدند اما امروزه با گذشت حدود دو دهه از این واقعه جمعیتشان بار دیگر رو به افزایش است.

روستای نورستان که از همسایگان کالاش بود و دینی همچون کالاشی ها داشتند در حال حاضر تحت نظر حکومت پاکستان، با دین اسلام زندگی می کنند، اما کالاش ها با جذب توریست و بهتر شدن رفاه و بهداشتشان در وضعیت بهتری هستند و نرخ مرگ و میر کودکان در آن ها رو به کاهش است.

مجسمه ی چوبی پیدا شده در روستای کالاش که به قدمتش به سال ۲۸۴ میلادی بر می گردد

نگاهی به خانه های روستای کالاش

روستای کالاش از امکانات رفاهی خاصی برخوردار نیست و هیج وسیله ی الکترونیکی و ماشین آلاتی هم در این مکان یافت نمی شود ، بنابراین دور از ذهن نیست که آن ها هنوط هم خانه هایشان را از خشت و گل و چوب بسازند ، اغلب خانه ها در روستای کالاش یک یا دو طبقه است و خانواده ها در خانه های کوچکی زندگی می کنند ، روستای کالاش در واقع سه دره ی بومبوریت، رومبور و بیریر را در بر گرفته در از میان این دره ها رودخانه ی چترال در جریان است .

رنگ بنا از بیرون و حتی از داخل هم رنگ های تیره دارد و ساکنانشان به زندگی در خانه هایی که یک یا دو اتاق دارند راضی هستند و گاهی هم چند خانواده در کنار هم زندگی می کنند. بیشتر بناها در این روستا بالکن و ایوان های بزرگی دارد که محل گرد همایی شبانه ی آن هاست ، ایوان ها با گل و گلدان های سرسبز زیبا سازی می شوند و جلوه ی خاصی به چهره ی روستا می دهند ، مردمان کالاش علاقه ی زیادی به گل دارند و از گلها تا جایی که می توانند استفاده می کنند ، حتی در فصول گرم بر پشت بام خانه ها هم گل می کارند .

با گذر زمان و ارتباط بیشتر روستاییان با توریستان و اقوام خارجی چهره ی ساختمان ها هم در حال تغییر است و در حال حاضر برخی از خانه های این روستا تماما از چوب ساخته می شوند، به دلیل نزدیکی خانه های این روستا به جنگل های انبوه بلوط و جنس چوبی خانه ها به آن ها خانه های جنگلی نیز می گویند.

بهترین فصل سفر

بهترین فصل سفر به روستای کالاش تنها بهار و تابستان است، اگر بخواهیم به صورت دقیق تر بیان کنیم از اردیبهشت ماه تا مهر فصل خوبی برای سفر به روستای کالاش می باشد.

پاییز و زمستان برای سفر به منطقه ی چترال اصلا مناسب نیست زیرا هوا بسیار سرد است و اغلب با بارش شدید برف همراه می باشد.

دسترسی

همانطور که در ابتدای مطلب به آن اشاره نمودیم، روستای کالاش در ازتفاعات چترال قرار دارد و صعب العبور است، به همین دلیل برای رسیدن به این مکان باید از راهنماهای محلی کمک بگیرید و آن ها مجاب کنید که شما را به این منطقه ببرند زیرا تور گردشگری و یا وسیله ی نقلیه ی مناسبی برای رفتن به این روستا وجود ندارد و علاقمندان به روش ماجراجویانه و خودجوش به این روستا می روند.

دو راه برای رسیدن به این روستا وجود دارد، با پای پیاده از قسمت هایی که کوه رانش کرده و یا سوار بر ماشین های جیپ و طی کردن مسیری ۳۲ کیلومتری که البته اغلب مردمان کالاش ترجیح می دهند پیاده بروند .

رفتن به روستای کالاش با هواپیما هم ممکن است، می توانید از لاهور با چرواز داخلی به چترال بروید و از آن جا تاکسی بگیریم و بعد از طی کردن سه کیلومتر هنگامی که به بازاری به نام انبار ارزان Attaliq Bazaar رسیدید با راهنمای اهالی به روستای کالاش بروید.

آدرس : آسیا ، پاکستان ، اسلام آباد ، چترال ، روستای کالاش


اداب و رسوم مختلف ملل - بخش اول

اداب و رسوم مختلف ملل

جشن ازدواج می‌تواند واقعه‌ای شگفت آور و سرورآمیز و سرشار از خوشی برای هرکسی باشد. در برخی موارد و در میان برخی ملیت‌ها رسم‌هایی دیوانه واری در رابطه با این جشن خجسته وجود دارد؛ ما می‌خواهیم شواهد و دلایلی دال بر وجود چنین رسوم عجیب غریبی از گوشه و کنار جهان برایتان مثال بزنیم.

نتیجه تصویری برای دزدیدن عروس

دزدیدن عروس

وقتی به نوع آشنایی در اغلب وصلت‌ها می‌نگریم، متوجه می‌شویم بیشتر آنها حاصل یک نگاه در میان جمعیت و آشنایی از طریق نگاه بوده است. زمانی که دو نفر به هم دل می‌بندند با ازدواج کردن سرنوشتشان را به هم پیوند می‌دهند. باوجود این در برخی فرهنگ‌ها دوست دارند از خیر این مراحل رمانتیک ازدواج بگذرند و عملکردی تقریبا مجرمانه را برای رسیدن به هدف خود در پیش می‌گیرند آنها با دزدیدن عروس! (که آن را رسم «دو نفر کاملا غریبه» می‌دانند) مراسم عروسی را برگزار می‌کنند.

Roma ای ها که آنها را شبه کولی نیز می‌دانند در طول قرن‌ها این سنت را حفظ کرده اند. در آنجا اگر یک نفر دختری را به زور بدزدد و او را 2 تا 3 روز کنار خود نگه دارد، آن دختر رسما همسر او محسوب می‌شود. زمان قدیم احتمالا این رسم مفاهیم زیادی داشته، مثلا این کار کمکی برای داماد محسوب می‌شد تا پول خرج نکند و او را از تهیه شام شکرگزاری سالانه برای والدین عروس معاف می‌کرد.

اما در فرهنگ امروز آنها تنها رسمی ‌عجیب و غریب دیده می‌شود که موجبات ناراحتی دختران را فراهم کرده چراکه هیچ حق انتخابی شامل حال آنها نمی‌شود و مجبورند فردی که توسطش دزیده شده اند را تا آخر عمر تحمل کرده یا عشق دائمی‌خود بدانند.

حتما خیلی از شماها متعجب شده اید! آیا چنین چیزی قانونی است؟ خوب این رسم یک اقلیت نژادی است و اغلب دولت‌ها زیاد ترجیح نمی‌دهند با ممنوع کردن رسم دیرین یک اقلیت سنتی خود را به دردسر بیندازند.

حق نداری دستشویی بروی

هیچ چیزی زیباتر از مراسم عروسی و ازدواج نیست. وقتی زوج خوشبختی در جمع دوستان و خانواده، احاطه شده با انواع گل‌ها و غذاهای لذیذ، اولین روز زندگی خود را جشن می‌گیرند. اما برای قبیله‌های جامعه «تیدونگ» در قسمت شمالی بورتئو عروسی عبارت است از اولین روز سفری طاقت فرسا به عمیق ترین لایه‌های جهنم و بازگشت از آن. در این روز عروس و داماد برای 72 ساعت حق رفتن به دستشویی را ندارند.

آیین تیدانگی به زوج تازه ازدواج کرده امر می‌کند که در خانه شان بمانند و تحت هیچ شرایطی 3 روز و 3 شب به دستشویی نروند. برای این کار چند نفر از اعضای خانواده شان به عنوان ناظر این سه روز را در خانه آنها می‌مانند و غذا و آب بسیار کمی ‌به آنها داده می‌شود. مردم تیدانگ اعتقاد دارند که این کار عروس و داماد باعث می‌شود زندگی طولانی و پر از شادی را تجربه کنند، بچه مرده به دنیا نیاورند و نعمت و برکت وارد زندگی شان شود.

حالا وقتی به این آیین فکر می‌کنیم نکته جالبی را در آن می‌بینیم. هیچ چیز به اندازه بودن در شرایط سخت دو نفر را برای زندگی پایبند نمی‌کند و به هم نزدیک نمی‌کند و هیچ چیز سخت تر از خودداری کردن از رفتن به دستشویی و حمام کردن حدود نصف هفته نیست. وقتیکه این سه روز سپری شد زن و مرد بیشتر از هرکس دیگری که قبلا می‌شناختند به هم نزدیک می‌شوند، زیرا که آنها مدت زیادی نیست زن و شوهر شده اند و اولین روز زندگی شان در سختی کنار هم بوده اند…. آنها یار شفیق سخت ترین روزهای زندگی هم هستند.

کشتزارهای چاق – موریتانیا (آفریقا)

استانداردهای زیبایی شناسی در هر کجای جهان با جای دیگر متفاوت است. برای مثال باوجود اینکه عروس‌های غربی زمانی که به روز عروسی نزدیک تر می‌شوند هرچه کمتر غذا می‌خورند تا اندام لاغرتر و ظریف تری داشته باشند در بعضی از فرهنگ‌ها زنان تنومند و درشت هیکل را جذاب‌تر می‌دانند!… و عروسها وقتی به روز عروسی نزدیک تر می‌شوند هرچه به دستشان می‌آید می‌خورند تا بتوانند هرچه بیشتر به عرض و پهنای خود بیفزایند. نمونه بارز آنها هم دختران موریتانی هستند.

گروه دختران با نام «کشتزارها یا مزارع چاق» مخالف کمپ‌های چاقی هستند-مکانهایی که دختران از 5 سالگی به آنجا فرستاده می‌شوند تا تحت نظارت و مراقبت زن بسیار پیر باتجربه وحشتناکی اضافه وزن پیدا کرده و مدام چاق‌تر شوند، به منظور اینکه جذاب تر شده و تا جایی که ممکن است زودتر عروسی کنند. در یکی از تمرین‌ها به اسم «لبلوس» دختران مجبورند مقدار خیلی زیادی غذا (شامل 4 پوند غلات و 5 گالون شیر شتر) را در طول یک روز بخورند و اگر آنها استفراغ کنند مامور ناظر یعنی همان پیرزن مجبورشان می‌کند هرچه بالا آورده اند را دوباره بخورند! معمولا در این کمپ‌ها عدم موفقیت دختران نیز با شکنجه همراه است.

اما بخش غم انگیز داستان اینکه این رسم درواقع چند سالی می‌شد که منسوخ شده بود تا اینکه یک گروه ارتشی این کشور را گرفتند و دوباره رسم را از نو راه انداختند. شاید با این امید که راحت تر می‌توانستند دختران چاق را دستگیر کنند یا شاید برای اهداف دیگر….

سیاه کردن عروس – (اسکاتلند)

نتیجه تصویری برای سیاه کردن عروس

مردم اسکاتلند از بسیاری جهات شبیه اروپاییان نوعی هستند، اما تعداد کمی‌ تفاوت‌های برجسته و قابل ذکر نیز دارند: مثلا اسکاتلندی‌ها دل و روده گوسفند را می‌خورند، دامن‌های مردانه می‌پوشند و به جای برنج شیر دلمه بدبو و فاسد را مثل تخم مرغ و انواع سس به سمت عروس پرتاب می‌کنند.

اسم رسم آنها «سیاه کردن عروس» است، سنت قدیمی ‌اسکاتلندی،؛ بعضی می‌گویند حتی قدیمی‌تر از زمان شان کانری است. این رسم بخشی از آیینی است که قبل از عروسی انجام می‌شود. در این آیین دوستان عروس او را سورپرایز می‌کنند. آیا شما واقعا تحمل چنین دوستان مسخره ای را دارید؟ دوستانی که هرچیز آشغال و مزخرفی را به سمت عروس پرتاب می‌کنند. اینها هرچیزی می‌توانند باشند: از شیر

فاسد که در یخچال شما از شدت خرابی رنگش به سیاهی تبدیل شده تا قیر. آنها با این کار 2 هدف را دنبال می‌کنند. اول اینکه داماد را در حال و هوای درست و مناسبی قرار دهند (با فرض اینکه تمام اسکاتلندی‌ها وسواسی به دختران بی خانمان که هرگز حمام نمی‌کنند دارند) دوم اینکه این عمل به زنان کمک می‌کند تا بدانند با اتفاقاتی که در زندگی آینده شان می‌افتد چگونه برخورد کنند، چراکه برای آنها هیچ چیز تحقیرآمیزتر و ظالمانه تر از این کثیف کاری آن هم در نزدیکی روز عروسی نخواهد بود.

شاید این نوعی تحت فشار قرار دادن عروس قبل از بلکه گرفتن از آنهاست. ولی باید بدانیم سختی‌هایی که عروس باید برای تمیز کردن و شستن این کثیفی‌ها متحمل می‌شود در برابر مشکلاتی که یک زن اسکاتلندی باید بعدها در زندگی اش با آنها دست و پنجه نرم کند چیزی نیست. عروس هم همیشه در این مراسم ناراحت و ناامید نمی‌شود بلکه به طرز خوشحال کننده ای سورپرایز می‌شود و این نکته ای است که مردان اسکاتلندی در زندگی مشترک خوب درک کرده اند.

ازدواج با حیوانات برای دفع ارواح – (در برخی مناطق هند)

نتیجه تصویری برای ازدواج با حیوانات

فرهنگ غرب خصوصا در زمینه ازدواج و عروسی با خرافه‌ها غریبه نیست، اغلب عروس‌ها زودتر از مراسم آتش را در کلیسا برپا می‌کنند و حتی عروسی را به تعویق می‌اندازند تا هیچ وسیله کهنه، عاریه ای و یا آبی رنگی در مهمانی نباشد. اگر در آنجا ازدواج می‌کنید اصلا نباید به فکرتان خطور کند که قبل از عروسی حتی نگاه گوتاهی به همسر آینده تان بیندازید.

اما در قبیله هندی «سانتال» Santhal ازدواج‌های احمقانه ای برگزار می‌کنند که تعدادشان به 11 می‌رسد. آنها اعتقاد دارند که اگر دختر خردسالی یک دندان در لثه بالایی اش ریشه کند، نشانه این است که او در آینده ای نزدیک توسط ببر یا حیوان دیگری خورده می‌شود، زیرا ارواح از این دختر متنفر شده اند. بنابراین او باید با یک سگ عروسی کند. مثلا این مهمانی برای دختر 9 ساله ای به اسم «کارنامونی ‌هاندسا» برپا شده است، مهمانی بزرگ همراه با 100 نفر مهمان و عیش و پایکوبی.

این مراسم چیزی نیست جز یک مهمانی ساختگی و سمبولیک و زوج مجبور نیست مراسم را تا آخر به پایان برساند. این فقط مراسمی ‌برای دور کردن ارواح شیطانی است و دختران وقتی بزرگتر شدند می‌توانند با پسر مورد علاقه خود ازدواج کنند.


اداب و رسوم مختلف ملل - بخش دوم

اداب و رسوم مختلف ملل بخش دوم

عجیب و غریب‌ترین آداب و رسوم از سراسر دنیا

هر فرهنگ و آیینی دارای آداب و رسومی مختص به خود است که گرچه برای پیروان آن کاملا پذیرفته شده و معمولی است، اما برخی از این سنن برای سایران، عجیب، غیرمنطقی و حتی بعضا نامطلوب به نظر می‌رسد.

به گزارش بخش فرهنگ ایسنا، مذاهب و فرهنگ‌های گوناگون در سراسر جهان به بهانه تولد، ازدواج، رسیدن به بلوغ، مرگ و .. آداب و رسوم خاص خود را برگزار می‌کنند، آداب و رسومی که شاید از نگاه دیگران، خشن، ترسناک، دردناک، بیهوده و سنگدلانه محسوب می‌شوند،اما برای پیروان آن آیین به‌عنوان نوعی تقدیس و پالایش روحی و معنوی نگریسته می‌شود.

جشنواره تایپوسام در هند

جشنواره تایپوسام در هند

«تایپوسام» یکی از جشن‌های آیین هندوست که در آن افراد برای ادای احترام و نشان دادن هواخواهی خود نسبت به «موروگان» از خدایان آیین هندو بخش‌های مختلف بدن خود را سوراخ می‌کنند. این مراسم در کشورهای دیگری با جمعیت قابل ملاحظه از قوم «تادیل» چون سریلانکا، مالزی، موریس، سنگاپور، تایلند و میانمار نیز برگزار می‌شود. داستانها زیادی در مورد فلسفه آغازین این جشن مطرح است، بر اساس روایت هندو، این جشن زادروز «موروگان» پسر شیوا و پروتی است و روزی است که پروتی نیزه‌ای را به مورگان هدیه می‌کند و وی با آن اقدام به نابودی دیو «سوراپادمن» می‌کند؛ و به همین دلیل پیروان هندو نیز در این روز سوراخ‌هایی در اطراف بدن و زبان خود ایجاد می‌کنند. در طول سالیان برگزاری این جشن مهیج‌تر، رنگارنگ‌تر و البته خونین‌تر شده و شرکت کنندگان نیزه‌هایی را به صورت و سینه خود فرو می‌کنند و حتی برخی از پیروان متعصب با بدن خونین خود واگن‌های بزرگی را با طناب می‌کشند.

جنگ گوجه فرنگی توماتینا

جنگ گوجه فرنگی توماتینا

بزرگ‌ترین جنگ گوجه فرنگی در جهان که هر ساله در آخرین چهارشنبه ماه اوت در نزدیکی شهر والنسیا در کشور اسپانیا برگزار می‌شود و طی آن ده‌ها هزار نفر از اقصی نقاط جهان در این جشنواره گرد هم می‌آیند تا یکصد تن گوجه فرنگی را در یک نبرد خیابانی به سوی یکدیگر پرتاب کنند. درباره نقطه آغازین این مراسم نظریه‌های زیادی مطرح شده است که معروف‌ترین آن به سال 1945 بازمی‌گردد، زمانی که جوانان شهر تلاش می‌کردند در رژه‌ی موزیسین‌ها، غول‌پیکرها و کله‌گنده‌ها جایی برای خودشان داشته باشند و به همین دلیل یک دعوای تمام عیار در میدان اصلی شهر به راه انداختند و در این گیر و دار یک بازار میوه قربانی خشم و هیاهوی جمعیت شد. مردم آن قدر به طرف همدیگر گوجه‌فرنگی پرتاب کردند که سرانجام نیروی پلیس مجبور به دخالت شد و به نبرد گوجه‌ فرنگی پایان داد. «توماتینا» در سال‌های اوایل دهه‌ی 1950 ممنوع بود، اما شرکت‌کنندگان به این موضوع اهمیتی نمی‌دادند و حتی به قیمت دستگیر شدن هم از پرتاب گوجه‌فرنگی دست برنمی‌داشتند. چند سال بعد ممنوعیت این جشن لغو شد و تعداد شرکت‌کنندگان، و البته تعداد گوجه‌فرنگی‌های قربانی‌شده بیش‌تر و بیش‌تر شد تا به شکل امروزی درآمد.

دستکش مورچه‌ گلوله

جنگ گوجه فرنگی توماتینا

این یکی از دردناکترین رسوم در قبایل آمازون است که اگر در این مراسم شرکت نکنید نمی‌توانید مرد شوید. زمانی که پسران به سن خاصی می‌رسند به همراه پسران بالغ دیگر به درون جنگل رفته و مورچه گلوله (نوعی مورچه) می‌یابند. نیش این حشرات بسیار دردناک است. نام آین مورچه‌ها از آنجایی «مورچه گلوله» انتخاب شده است که درد نیش آنها با درد اصابت گلوله به بدن مقایسه شده است. مورچه‌ها پس از جمع‌آوری با نوعی ماده مخدر گیاهی به خواب می‌روند. سپس مورچه‌ها را در حالت خواب ناشی از مواد مخدر داخل یک دستکش بافته شده قرار می‌دهند. این حشرات زمانی که بیدار می‌شوند خود را محبوس در دستکش می‌یابند و بسیار عصبانی و تهاجمی هستند و در این هنگام پسران تازه به بلوغ رسیده باید طی 10 دقیقه این مورچه‌ها را در دستکش نگه داشته و درد آن را تحمل کنند و بعد از 20 مرتبه تکرار این مراسم پسران جوان ثابت می‌کنند که مرد شده‌اند.

سوپ با خاکستر مرده

مراسم تدفین مردگان در قبیله «یانومامی» بسیار مهم است و مردم این قبیله می‌خواهند از آرامش روح رفتگان خود مطمئن شوند. زمانی که یکی از افراد متعلق به این قبیله که در مرز میان برزیل و ونزوئلا زندگی می‌کنند می‌میرد، جسد او سوزانده می‌شود و با مخلوط کردن پودر خاکستر استخوان‌های آنان با بارهنگ سوپی آماده و خورده می‌شود. آنان معتقدند با خوردن این سوپ روح عزیز از دست رفته‌اشان تا ابد در بدن آنان جاویدان خواهد ماند. یانومامی‌ها معتقدند اجساد همه باید سوزانده شود چرا که از بین رفتن جسد به روش طبیعی بسیار وحشتناک است و از سویی دیگر روح مرده اگر به داخل بدن عزیران خود نرود آزرده خواهد شد. آنها همچنین معتقدند جسد مرده باید هرچه زودتر از بین برود؛ چراکه در غیر این صورت روح او بازمی‌گردد و پیوسته در نظر آنها ظاهر می‌شود.

پر کردن دندان هندوها

پر کردن دندان هندوها

یکی از مراسم مهم‌ترین آداب و سروم مذهب هندو پر کردن دندان است که به‌منظور گذر از دوران بلوغ به بزرگسالی برگزار می‌شود. این مراسم که شامل زنان و مردان می‌شود حتما باید تا قبل از ازدواج انجام شود و یا همزمان با ازدواج صورت گیرد. در سیستم هندو این افراد با صاف کردن و پرکردن دندان‌هایشان از شر تمامی نیروهای شر نامرئی در امان می‌مانند. آنان معتقدند که دندان نماد شهوت، حرص، خشم، پریشانی و حسادت است که با پر کردن آنها فرد از لحاظ فیزیکی و معنوی دچار تغییر می‌شود.

مراسم ازدواج در قبیله تایدونگ

مراسم ازدواج در قبیله تایدونگ

عروسی کردن در قبیله تایدونگ اندونزی با رسم و رسومی واقعا منحصر به فرد همراه است. شاید یکی از معروف‌ترین این رسوم این باشد که داماد تا زمانی که چند آواز عاشقانه برای عروس نخواند نمی‌تواند صورت او را ببیند.

اما شاید یکی از عجیب‌ترین این آداب این باشد که عروس و داماد تا سه روز پس از مراسم عروسی نباید از حمام استفاده کنند. تایدونگی‌ها معتقدند که رعایت نکردن رسم سه روز حمام نرفتن پس از ازدواج بدشانسی وحشتناکی برای این زوج به همراه خواهد داشت که شامل جدایی، ناباروری و مرگ فرزندان در سنین کم می‌شود. بنابراین افرادی خاص برای سه روز مراقب عروس و داماد هستند و حداقل آب و غذا را در اختیار آن‌ها قرار می‌دهند و پس از این مدت زوج به زندگی عادی بازمی‌گردند.

رقص با مردگان

«فامادیهانا» نام یک جشن و رسم است که در اکثر مناطق روستایی و شهری ماداگاسکار برگزار می‌شود اما بیشتر میان اجتماعات قبیله‌ای رایج است. در این مراسم تشییع جنازه، افراد مردگان خود را از دورن تابوت بیرون می‌آورند و دوباره آنها را در پارچه‌هایی نو می‌پیچند و با مردگان در اطراف قبر با پخش موزیک می‌رقصند. در واقع این مراسم ادای احترامی به مردگان و خانواده‌ آنها پیش از رهسپار کردن مردگان به مکان دفن دائمی آنهاست. در این مراسم بستگان فرد فوت شده بهترین لباس‌های خود را به تن می‌کنند و تمامی نزدیکان متوفی نیز دعوت می‌شود. انگیزه اصلی از این جشن و پایکوبی در هنگام دفن مردگان این است که آنها معتقدند فرد فوت شده به سمت خدا بازگشته و مجددا متولد شده است.

قطع کردن انگشتان

قطع کردن انگشتان

قبیله «دانی»، ساکنان بومی زمین‌های حاصل‌خیز غرب گینه‌ نو هستند. اعضای این قبیله برای نشان دادن اندوه خود در مراسم تدفین، انگشت‌های خود را قطع می‌کنند و سپس صورت خود را به خاک و خاکستر آغشته می‌کنند. آنها انگشتان خود را برای نشان دادن عشق و علاقه به کسی که دوستش داشتند قطع می‌کنند و نزدیکان اصلی فرد فوت شده دست قطع شده خود را همراه با جنازه خاک می‌کنند. این عضو قطع شده نمادی از بدن و روح بازماندگان است که همواره در کنار متوفی خواهد ماند و با او زندگی می کند. تعداد انگشتان قطع شده یک فرد نشان دهنده این است که وی چند نفر را دوست داشته است و در برخی مواقع فرد برای مراسم تدفین همسرش انگشتی برای قطع کردن و اجرای مراسم ندارد!

پرتاب نوزاد

پرتاب نوزاد

پرتاب نوزاد از ارتفاع 15 متری و گرفتن آن روی یک پارچه که افراد اطراف آن را نگه داشته‌اند، یکی از سنت‌هایی است که از 500 سال پیش در هند برگزار می‌شده است. این رسم توسط زوج‌هایی در ایالت «کاماتاکل» هند برگزار می‌شود که خداوند اخیرا فرزندی به آنها اعطاء کرده است. افراد معتقدند این مراسم که هرساله در اولین هفته دسامبر تحت تدابیر شدید امنیتی برگزار می‌شود، برای فرزندشان سلامتی، موفقیت و شانس به ارمغان خواهد آورد. هر ساله بیش از 200 کودک کمتر از 2 سال توسط والدین خود در این مراسم به پایین پرتاب می‌شوند.


آداب و رسوم ایرانیان در عید نوروز

آداب و رسوم ایرانیان در عید نوروز

آداب و رسوم در عید نوروز

آداب و سنن مردم در اعیاد، فرهنگ و تمدن ملل مختلف را نشان می‌دهد، البته آداب و سنن در ملل گوناگون مختلف است، مثلا در عید یهودیان کشتن انسان و خون گرفتن از انسان و داخل نان ریختن مطرح است و در بعضی عید‌های مسیحیان با شراب خمیر و نان درست می‌کنند، لذا این اعیاد سنن قابل توجهی است و هویت و عظمت برخی ملل و یا سقوط و رکود و جمود برخی دیگر را نشان می دهد و عید هر ملتی در خور فرهنگ آن ملت است. البته همین مسیحیان در کریسمس، شخصی به نام بابانوئل دارند که با ریش سفید، نماد پیران جامعه است و به خانه ها می‌آیند و برای کودکان هدیه می آورد و این امر پیوند کودکان با پیران و پیوند کودکان با دین و مسیح را از نخستین روزهای زندگی محکم می کند.

آداب و سنن مردم در اعیاد

پیراستگی و نظافت

اسلام نیز به عید نوروز 11آداب و سنن زیبا و غنی را تزریق کرده است، یکی از آنها پیراستگی نظافت و بهداشت است که در میان ایرانیان به خانه تکانی معروف شده است، بدون شک اسلام دین بهداشت و نظافت و پیراستگی است و «ویل‌دورانت» می گوید: فرانسوی ها توالت نداشتند و ساخت آن را از مسلمین یادگرفتند همچنین درجنگ های صلیبی وقتی مسلمین شکست خوردند، در بین ارتش مسیحیان نفوذ کردند و فرمانده ارتش مسیحیان اعلام کرد باید مسلمین را شناسایی کنیم و راه شناخت آنها از میان مسیحیان این است که هر که بوی عطر و تمیزی می دهد مسلمان است و هر که بوی عرق و کثیفی می دهد مسیحی است، چون اسلام به پاکی و پاکیزگی توجه زیادی دارد، لذا پیراستگی و نظافت را اسلام به عید نوروز و آداب آن ترزق کرده که بسیار زیبا است.

محاسبه نفس

از آدابی که در بین کاسبان و تاجران و رعایت می‌شد، محاسبه مالی است که قاعدتا در اول سال مطرح است و توده های مردمی که دستی بر اقتصاد دارند قبل و در آستانه عید دست به محاسبه مالی می‌زنند که از نظر اسلام اگر برای خارج کردن خمس و زکات و حقوق دیگر باشد واجب شرعی است، نکته اینجا است که اسلام یاد می‌دهد در پایان سال همانطور که محاسبه مالی می کنیم محاسبه نفسانی کنیم یعنی یک سال عمر خود را مورد بازبینی قرارداده و قبل از آنکه به حساب ها رسیدگی کنند به حسابمان رسیدگی کنیم.

دید و بازدید در عید نوروز

یکی از سنت های عید نوروز دید و بازدید است که این کار از سنت های بسیار ارزشمند فرهنگ اسلامی است وکسی که مومنی را زیارت کند،گویا خدا را در عرش زیارت کرده و کسی که در راه دیدن مومن به مشکلی برخورد کند خدا هفتاد مشکل از او را برطرف می کند.

صلح و آشتی

از آداب و سنن دیگر عید نوروز صلح و آشتی دادن است که میان ایرانیان رسم است، دل های کینه ورز را به هم نزدیک می کردند و صلح می دادند و این از پیام های بسیار ارزشمند قرآن است که بین مومنین صلح ایجاد کنید تا روابط اصلاح شود.

نو پوشی، تمیز پوشی، مصافحه و معانقه

از دیگر آداب اسلامی تزریق شده در عید نوروز نو پوشی و تمیز پوشی است که از ارزش های بزرگ اسلام است و همچنین بوسیدن از آداب دیگر آن است، البته دین اسلام جامع است و برای همه کلان رفتارهای انسانی و ریزه کاری های انسان برنامه دارد، لذا برای بوسیدن نیز برنامه دارد و این نکته گفتنی است و باید توجه کرد که دین اسلام می فرماید بوسیدن پدر و مادر عبادت است و بوسیدن فرزندان درجات بهشت را بالاتر می برد و در معارف اسلامی، بین اجر و درجه مثل نظامیان تفاوت است، گاهی کسی کاری می کند که برای یک بار ارج می‌نهند و گاهی کاری می‌کند که درجه می‌دهند و تا آخر عمر از آن درجه بهره‌مند است، لذا در اسلام بوسیدن سفارش شده و در معارف اسلامی گفته شده که بوسیدن، عقده زدایی می‌کند و بوسیدن پیام ساکت محبت است.

ثواب دارد چون پیشانی جای سجده خدا و عبادتگاه خدا است که بوسیده می‌شود، همچنین مصاحفه و دست دادن از آداب دیگر عید است و در روایات آمده تا دستان مومنین در دست یک دیگر است همچون برگ پاییز گناهانشان می ریزد.

سفر کردن

سفر کردن از آداب دیگر عید نوروز و از لازمه های زندگی بشر می‌باشد و همواره هجرت ها در طول تاریخ تمدن ساز و تمدن پرور بوده است و سفر ها در ایام عید با هدف صله رحم، تفریح و یا زیارت انجام می شود که بسیار نیکو است.

زیارت اهل قبور در عید نوروز

یکی از چیزهایی که اسلام به نوروز تزریق کرده صله قبور است و این که مردم از اموات و گذشتگان یاد می کند این سنت از ادیان الهی است و مختص به اسلام نیست . زیارت قبور سنت بسیار شایسته و بایسته است.

دعای هنگام تحویل سال

یکی از زیباترین چیزهایی که اسلام به عید نوروز تزریق کرده، قرین شدن تحویل سال با دعا است و پیوند تحویل با دعا از افتخارات اسلام است که این سنت باستانی را بازسازی کرده است و یکی از لحاظات نورانی وشکوه‌مند لحظه تحویل سال در زیارتگاه های معصومین‌(ع) است، لحظات خاص نیایش و کرنش در برابر خدا که اسلام به عید نوروز تزریق کرده است که هزاران هزار نفر لحظات تحویل سال را در جوار حرم اهل بیت‌(ع) با حالات دعا و نیایش آغاز می کنند.

هدیه دادن به دیگران در عید نوروز

یکی از آداب دیگری که همواره در عید نوروز وجود داشته، هدیه دادن است که به شکلی شایسته است البته در نوروز باستان فرودستان هدیه می دادند و اسلام آن را دگرگون کرده است و بزرگان به بینوایان و مسکینان هدیه می دهند که با ساز و کار اسلام همسانی عمیقی دارد


کلیه حقوق این سایت متعلق به شرکت کیهان سیاحت پارسیان می باشد.
طراحی و اجرا توسطگروه ارج گستر